{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تموم شد...قصه ی مرتضی به اخر رسید...حالا از اون همه بی قر

تموم شد...قصه ی مرتضی به اخر رسید...حالا از اون همه بی قراری فقط یک بهت عجیب باقی مونده با تختی که خالیو و سیم هایی که دیگه به هیچ قلب تپنده ای وصل نیست...بالاخره این درد به اخر رسید،دردی که ذره ذره ابش کرد...قصه ای که به پایان نرسید اما دست اخر خوابش کرد...با اینکه می دونست بیماریش بی رحمه تازه داشت برای تور کنسرت کانادا برنامه ریزی می کرد...مهدی تازه براش خونه خریده بود...ولی مگه سرطان زبون نفهم صبر داشت...
عشق من عشق تو واسم نفسه
صفحه ی چوبی گیتار نفسه
بیا فریاد بزنیم تا پای جون
واسه دستای ماها دوری بسه
...
می خوام ارزو کنم که بشکنه
صفحه ی چوبی گیتار واسه ما
تا رها بشیم از این دوری و درد
بمونیم با هم نشیم از هم جدا
من و تو-مرتضی پاشایی و امید امری
دیدگاه ها (۳)

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

p13

چند پارتی جونگ کوک

مهمونی پارت آخر

چون دنبال کننده ها 20 نفر شدن ایندفعه رو زیر شرط میزنم و دو ...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

Rofile of the wolf...۹

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط