{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین

با من بگو که آبرویت برده ام حسین ؟؟؟؟

سوگند به موی مادرمان فاطمه - نشد

شرمنده ام که آب نیاورده ام حسین

از ضربه ی عمود نشستم زپا - ببین

مجروح تیغ گشتم و آزرده ام حسین

هرکس که داشت در دل خود بغض مادرت

با چکمه اش لگد زده بر گُرده ام حسین

لطفی کن و مرا به سوی خیمه ها مبر

خجلت زده ز غنچه ی پژمرده ام حسین

این مشک پاره پاره ی من میدهد گواه

این لحظه های آخری افسرده ام حسین

جان میدهم به پای تو اما به هلهله

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین
دیدگاه ها (۱)

روزی ک اختران عشق همه بر روی نیزه شددانی چگونه سر عباس ب نیز...

يكي با نيزه اش از پشت ميزديكي با چكمه و با مُشت ميزدخودم ديد...

روزی ک اختران عشق همه بر روی نیزه شددانی چگونه سر عباس ب نیز...

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسینبا من بگو که آبرویت برده...

بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکنبس کن حسین مادرمان را صدا مکنب...

بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکنبس کن حسین مادرمان را صدا مکنب...

بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکنبس کن حسین مادرمان را صدا مکنب...

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_اول اکنون که صدای گام های دشمن، زمین را ...

یک چای روضه ی تو مرا رستگار کرد...

با عمه اش بـه پای حسین گریه میکنددر سجده هم برای حسین گریه م...

در مغربی که طبل اسارت دمیده شدکار حرم دگر به جسارت کشیده شد....

نگاه گریه داری داشت زینبچه گام استواری داشت زینبچهل منزل حسی...

در مغربی که طبل اسارت دمیده شدکار حرم دگر به جسارت کشیده شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط