سناریو BTS
(وقتی شب خوابی و از روی تخت میوفتی)
هوپی: ( از صدای افتادنت میترسه) چی بود؟! سانشاینم تو بودی؟!
جیمین : ( نگران میشه و سریع از روی تخت بلند میشه می یاد پیشت) بیبی خوبی؟!
تهیونگ : به چه اجازه ای از بغل ددیت امدی بیرون تنبی می خوای. 😏
جونگ کوک : ( خوابه و اصلا متوجه نمیشه) «اینو بدزدیمم بیدار نمیشه »😆
یونگی: باز شروع شد. ( می یاد و بلندت میکنه و می ذارتت روی تخت) این دختر قول داده نذاره من بخوابم.
نامجون: نکنه من هولش دادم؟! وایی پام نخورده باشه بهش چپ کنه ( بعد خودشو به خواب می زنه) 😆
جین : (از خنده پاره میشه) داری چی کار میکنی؟ 😂
...........................................................
اینم از سناریو درخواستی چیزی خواستید بگید منتظرم 😘
هوپی: ( از صدای افتادنت میترسه) چی بود؟! سانشاینم تو بودی؟!
جیمین : ( نگران میشه و سریع از روی تخت بلند میشه می یاد پیشت) بیبی خوبی؟!
تهیونگ : به چه اجازه ای از بغل ددیت امدی بیرون تنبی می خوای. 😏
جونگ کوک : ( خوابه و اصلا متوجه نمیشه) «اینو بدزدیمم بیدار نمیشه »😆
یونگی: باز شروع شد. ( می یاد و بلندت میکنه و می ذارتت روی تخت) این دختر قول داده نذاره من بخوابم.
نامجون: نکنه من هولش دادم؟! وایی پام نخورده باشه بهش چپ کنه ( بعد خودشو به خواب می زنه) 😆
جین : (از خنده پاره میشه) داری چی کار میکنی؟ 😂
...........................................................
اینم از سناریو درخواستی چیزی خواستید بگید منتظرم 😘
- ۱۹.۵k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط