بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
انْظُرُوا إِلَى الَّنمْلَةِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا، وَلَطَافَةِ هَیْئَتِهَا، لاَ تَکَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ، وَلاَ بِمُسْتَدْرَکِ الْفِکَرِ، کَیْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا، وَصَبَتْ عَلَى رِزْقِهَا، تَنْقُلُ الْحَبَّةَ إِلَى جُحْرِهَا،وَتُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا. تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا، وَفِی وُرُودِهَا لِصَدَرِهَا مَکْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَةٌ بِوِفْقِهَا لاَ یُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ، وَلاَ یَحْرِمُهَا الدَّیَّانُ، وَلَوْ فِی الصَّفَاالْیَابِسِ، وَالْحَجَرِ الْجَامِسِ! وَلَوْ فَکَّرْتَ فِی مَجَارِی أُکْلِهَا، وَفِی عُلْوهَا وَسُفْلِهَا، وَمَا فِی الجَوْفِ مِنْ شَرَاسِیفِبط بَطْنِهَا، وَمَا فِی الرَّأسِ مِنْ عَیْنِهَا وَأُذُنِهَا، لَقَضَیْتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً، وَلَقِیتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً! فَتَعَالَى الَّذِی أَقَامَهَا عَلَى قَوَائِمِهَا، وَبَنَاهَا عَلَى دَعَائِمِهَا! لَمْ یَشْرَکْهُ فِی فِطْرَتِهَا فَاطِرٌ، وَلَمْ یُعِنْهُ عَلَى خَلْقِهَا قَادِرٌ. وَلَوْ ضَرَبْتَ فِی مَذَاهِبِ فِکْرِکَ لِتَبْلُغَ غَایَاتِهِ، مَا دَلَّتْکَ الدَّلاَلَةُ إِلاَّ عَلَى أَنَّ فَاطِرَ الَّنمْلَةِ هُوَ فَاطِرُ النَّخْلَةِ لِدَقِیقِ تَفْصِیلِ کُلِّ شَیْءٍ، وَغَامِضِ اخْتِلاَفِ کُلِّ حَیٍّ، وَمَا الْجَلِیلُ وَاللَّطِیفُ، وَالثَّقِیلُ والخَفِیفُ، وَالْقَوِیُّ وَالضَّعِیفُ، فِی خَلْقِهِ إِلاَّ سَوَاءٌ.خلقة السماء والکون -به مورچه بنگرید، با جثه خُرد واندام نازکش! آنچنان خُرد که نزدیک است که به گوشه چشم نیز دیده نشود و به نیروى اندیشه،آفرینشش به تصور در نیاید،که چگونه بر روى زمین میرود و روزى خود را به دست می آورد و دانه به سوراخ میکشد و در انبار خود مهیا می دارد.
در فصل گرما براى فصل سرماى خوددانه می اندوزد تدبیر، و به هنگام در آمدن، راه دوباره بازگشتن را به یاد دارد حافظه. خداوند روزیش را ضمانت کرده و آنچه موافق حال اوست به او عطا کرده است غریزه ودادار نعمت دهنده از اوغافل نشده وایزد پاداش دهنده محرومش نساخته است. هر چند، که بر روى سنگى خشک و سخت که بر آن هیچ نمی روید جاى داشته باشد، باز هم روزىاش مىرسد رزاقیت خدا.
اگر درمجارى خوراک او در بالا وزیر ودرون تن واضلاع شکمش و چشمى و گوشى کهبرسر او نهاده شده بنگرى،ازآفرینش او درشگفت خواهى شد آناتومی. و در توصیف آن به رنج خواهى افتاد.
پس بزرگ است،خداوندى که مورچه را بر روى دست و پاهایش برپاى داشت و بر ستون هاى بدنش قرار داد. در آفریدن آن هیچ آفرینندهاى با او شریک نبود. وتوانمندى یاریش ننموده است توحید .
اگر درعوالم اندیشهات به سیر وگشت پردازى وبه نهایت رسى، به این امر رهنمون شوى که آفریننده مورچه،همان آفریننده نخل خرماست.به سبب دقتها و ظرافتهایى که هرچیزى را از چیز دیگرى جدا می کند و پیچیدگى اختلاف هرموجود زنده بادیگرى:یکى درشت و کلان است و یکى نرم ولطیف، کى سنگین است ویکى سبک، یکى نیرومند است و یکى ناتوان، در آفرینش همه یکسان اند.خلقتآسمان و هوا و بادها وآب یکى است.(خالقیت و خلقت)(نهج البلاغه، خ 185 برخی از نسخ)(پایان)
پاسخ قسمت سوم :
انْظُرُوا إِلَى الَّنمْلَةِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا، وَلَطَافَةِ هَیْئَتِهَا، لاَ تَکَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ، وَلاَ بِمُسْتَدْرَکِ الْفِکَرِ، کَیْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا، وَصَبَتْ عَلَى رِزْقِهَا، تَنْقُلُ الْحَبَّةَ إِلَى جُحْرِهَا،وَتُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا. تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا، وَفِی وُرُودِهَا لِصَدَرِهَا مَکْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَةٌ بِوِفْقِهَا لاَ یُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ، وَلاَ یَحْرِمُهَا الدَّیَّانُ، وَلَوْ فِی الصَّفَاالْیَابِسِ، وَالْحَجَرِ الْجَامِسِ! وَلَوْ فَکَّرْتَ فِی مَجَارِی أُکْلِهَا، وَفِی عُلْوهَا وَسُفْلِهَا، وَمَا فِی الجَوْفِ مِنْ شَرَاسِیفِبط بَطْنِهَا، وَمَا فِی الرَّأسِ مِنْ عَیْنِهَا وَأُذُنِهَا، لَقَضَیْتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً، وَلَقِیتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً! فَتَعَالَى الَّذِی أَقَامَهَا عَلَى قَوَائِمِهَا، وَبَنَاهَا عَلَى دَعَائِمِهَا! لَمْ یَشْرَکْهُ فِی فِطْرَتِهَا فَاطِرٌ، وَلَمْ یُعِنْهُ عَلَى خَلْقِهَا قَادِرٌ. وَلَوْ ضَرَبْتَ فِی مَذَاهِبِ فِکْرِکَ لِتَبْلُغَ غَایَاتِهِ، مَا دَلَّتْکَ الدَّلاَلَةُ إِلاَّ عَلَى أَنَّ فَاطِرَ الَّنمْلَةِ هُوَ فَاطِرُ النَّخْلَةِ لِدَقِیقِ تَفْصِیلِ کُلِّ شَیْءٍ، وَغَامِضِ اخْتِلاَفِ کُلِّ حَیٍّ، وَمَا الْجَلِیلُ وَاللَّطِیفُ، وَالثَّقِیلُ والخَفِیفُ، وَالْقَوِیُّ وَالضَّعِیفُ، فِی خَلْقِهِ إِلاَّ سَوَاءٌ.خلقة السماء والکون -به مورچه بنگرید، با جثه خُرد واندام نازکش! آنچنان خُرد که نزدیک است که به گوشه چشم نیز دیده نشود و به نیروى اندیشه،آفرینشش به تصور در نیاید،که چگونه بر روى زمین میرود و روزى خود را به دست می آورد و دانه به سوراخ میکشد و در انبار خود مهیا می دارد.
در فصل گرما براى فصل سرماى خوددانه می اندوزد تدبیر، و به هنگام در آمدن، راه دوباره بازگشتن را به یاد دارد حافظه. خداوند روزیش را ضمانت کرده و آنچه موافق حال اوست به او عطا کرده است غریزه ودادار نعمت دهنده از اوغافل نشده وایزد پاداش دهنده محرومش نساخته است. هر چند، که بر روى سنگى خشک و سخت که بر آن هیچ نمی روید جاى داشته باشد، باز هم روزىاش مىرسد رزاقیت خدا.
اگر درمجارى خوراک او در بالا وزیر ودرون تن واضلاع شکمش و چشمى و گوشى کهبرسر او نهاده شده بنگرى،ازآفرینش او درشگفت خواهى شد آناتومی. و در توصیف آن به رنج خواهى افتاد.
پس بزرگ است،خداوندى که مورچه را بر روى دست و پاهایش برپاى داشت و بر ستون هاى بدنش قرار داد. در آفریدن آن هیچ آفرینندهاى با او شریک نبود. وتوانمندى یاریش ننموده است توحید .
اگر درعوالم اندیشهات به سیر وگشت پردازى وبه نهایت رسى، به این امر رهنمون شوى که آفریننده مورچه،همان آفریننده نخل خرماست.به سبب دقتها و ظرافتهایى که هرچیزى را از چیز دیگرى جدا می کند و پیچیدگى اختلاف هرموجود زنده بادیگرى:یکى درشت و کلان است و یکى نرم ولطیف، کى سنگین است ویکى سبک، یکى نیرومند است و یکى ناتوان، در آفرینش همه یکسان اند.خلقتآسمان و هوا و بادها وآب یکى است.(خالقیت و خلقت)(نهج البلاغه، خ 185 برخی از نسخ)(پایان)
- ۹۷
- ۰۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط