{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

تلفن رو قطع کردم ک دختری رو دیدم ک روی سکوی روبه رو نشسته و ب دریا خیره شده
میتونستم حدس بزنم ک آرمی باشه از اونجایی ک شیشه های ماشین من دودی بود اون نمیتونست منو ببینه
محو تماشای اون شده بودم
ات ویو :
همینطور ب دریا خیره بودم ک ماشینی کمی اون ور تر من پارک کرد
هرچی سعر کردم ببینم کی صاحب اون ماشینه نمیتونستم چیزی ببینم شیشه های ماشینش خییلی دودی بود
زنگ زدم ب دوستم
& اوه ات سلام
+سلام دختر.. چخبر
&کجایی ات
+ من..  منم هیچی ولش فقط بیرونم

نمیدونم چرا یهو دلم گرفت نمیتونستم چیزی بگم پس سریع از خداحافظی کردم
دلم میخواست کسی رو داشتم تا باهاش دردل کنم
جیمین ویو:
بخاطر اینکه تو ماشین ساکت بود و فاصلع خیلی کمی باهاش داشتم میتونستم بشنوم ک چی میگه
ولی یهو دیدم سرش رو گرفت پایین و سریع تلفن رو قطع کرد
قرار بود امروز بارون بیاد ولی الان بارون از چشم های
اون داشت میبارید خاستم برم سمتش ک یهو! .....
دیدگاه ها (۱۴)

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

ویو پارک یورین: داشت سرشو نزدیکم میکرد میدونستم میخواد چکار ...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت14و به من خی...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

Destiny part 9

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط