{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید.

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید.

داستان غم پنهانی من گوش کنید.


شرح این اتش جانسوز نهفتن تا چند؟

سوختم،سوختم این سوز نهفتن تا چند؟


روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم.

ساکن کوی بت عربده جویی بودیم.


عقل و دین باخته دیوانه ی رویی بودیم.

بسته ی سلسله ی سلسله مویی بودیم.


کس در ان سلسله غیر از من و دل بند نبود.

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود.


اول ان کس که خریدار شدش من بودم.

باعث گرمی بازار شدنش من بودم.


عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

داد رسوایی من شهرت زیبایی او


بس که دادم همه جا شرح دل ارایی او

شهر پرگشت زغوغای تماشایی او


این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد.

کی سربرگ من بی سرو سامان دارد.


پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکیست.

حرمت مدعی

و

حرمت من

هردو یکیست.

مرسی از همگی.
دیدگاه ها (۵)

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی منگوش کنیدقصه...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان، شرح پریشانی من گوش کنید / داستان غم پنهانی من گوش کن...

دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنیدداستانِ غمِ پنهانیِ من، گو...

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیمساکن کوی بتِ عربده‌جویی بودیم...

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط