مونا لیزا اثری از لئوناردو داوینچی
مونا لیزا
در میان آثاری که لئوناردو در قرن شانزدهم خلق کرد، پرتره کوچکی به نام مونالیزا یا لا جیوکوندا، به معنای خندان، وجود دارد. در عصر حاضر، مسلماً مشهورترین نقاشی جهان است. شهرت آن، به ویژه به دلیل لبخند گریزان چهره زن است، کیفیت مرموز آن شاید به دلیل گوشههای سایهدار ظریف دهان و چشمها باشد، به طوری که ماهیت دقیق لبخند را نمیتوان تعیین کرد. کیفیت سایهداری که این اثر به آن مشهور است، اسفوماتو یا «دود لئوناردو» نامیده شد. واساری نوشت که لبخند «آنقدر دلپذیر بود که بیشتر الهی به نظر میرسید تا انسانی، و این یک چیز شگفتانگیز در نظر گرفته میشد که به اندازه لبخند اصل زنده، سرزنده بود.»
داوینچی برای کشیدن تابلوی مونا لیزا از سال ۱۵۰۳ آغاز به کار کرد و اتمام آن تا ۱۵۰۷ به طول انجامید. شهرت دا وینچی به خاطر اثر ماندگار وی در تاریخ، مونا لیزا، بوده است.
از دیگر ویژگیهای این نقاشی میتوان به لباس ساده و بیپیرایه آن اشاره کرد که در آن چشمها و دستها هیچ رقیبی از سایر جزئیات ندارند؛ پسزمینهٔ دراماتیک منظره که در آن جهان در حال تغییر و تحول به نظر میرسد؛ رنگآمیزی ملایم؛ و ماهیت بسیار روان تکنیک نقاشی، با استفاده از روغنهایی که بسیار شبیه به تمپرا روی سطح قرار گرفتهاند و طوری روی هم ترکیب شدهاند که ضربات قلممو غیرقابل تشخیص هستند. [۱۲۵] وازاری اظهار داشت که کیفیت نقاشی حتی «مطمئنترین استاد را… ناامید و دلسرد میکند.»[۱۲۶] وضعیت عالی نگهداری و این واقعیت که هیچ نشانهای از تعمیر یا رنگآمیزی مجدد وجود ندارد، در یک نقاشی پنلی از این تاریخ نادر است.
تابلوی مونا لیزا احتمالاً پر آوازهترین شبیهسازی از چهرهٔ فردی در جهان است. از سدهٔ نوزدهم یا حتی پیش از آن به بعد، این چهرهٔ رمز آمیز، بخشی از فرهنگ عامهٔ غربی شده است. لاژوکوندا (ژوکوند) همسر زانوبی دل ژوکوندو ی بانکدار، که پس از بازگشت لئوناردو از میلان به فلورانس نقاشی شده، به حال نشسته در میان دو پایهٔ یک ایوان سرپوشیده شبیهسازی شده است. این زن با نمای نیم قد و دستهای روی هم نهاده و چشمان خیره شده به تماشاگر، نشان داده شده است. ابهام و راز این «خنده» پرآوازه، واقعاً نتیجهٔ شیفتگی لئوناردو به سایه روشن جوّ و مهارتش در نمایاندن آن است. شاید در سدهٔ رومانتیک پرور نوزدهم، بیش از حد دربارهٔ این «خنده» مرموز بحث شد، ولی کسی به علاقهٔ سراپا علمی لئوناردو به ماهیت نور و سایه اشارهای نکرد. از طرف دیگر، به احتمال زیاد خود لئوناردو نیز از تأثیر شگفتانگیزی که در این تابلو بر تماشاگر میگذارد، لذتها برده است؛ این اثر یکی از تابلوهای محبوبش بود و هیچگاه نمیتوانست آن را از خودش جدا کند. طراحی بی نظیری که در زیر سایهٔ گریزان حاضر است، از لحاظ نمایاندن سر و دستها - که استثنائاً فوقالعاده زیبا هستند - یک پیروزی بزرگ بهشمار میرود. این احتمال نیز وجود دارد که نیت هنرمند، سردرگم کردن بیننده یا شیفتن وی و مجاز ساختنش به تفسیر آزادانهٔ این شخصیت نهفته بوده باشد.
نسخهٔ کنونی تابلوی نقاشی مونا لیزا دارای ابعاد ۷۷×۵۳ سانتیمتر است. نسخهای که او تهیه کرده بود از نسخه فعلی، بزرگتر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفین چپ و راست این تابلو بریده شده است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که مونا لیزا در این تابلو نشسته است. همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمتهای این تابلو به مرور زمان خراب یا دوباره نقاشی شده است. اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ مانده است.
در ۲۱ اوت ۱۹۱۱ تابلوی مونا لیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزدیده شد و به ایتالیا برده میشود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده میشود و پس از انجام برخی فعالیتهای اداری و قانونی تابلو دوباره به موزه لوور بازگردانده میشود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سالها به طول انجامید. در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودهاند.
.
.
#هنرگرد #لئوناردو_داوینچی #نقاشان_ایتالیا #مونالیزا #هنرهای_تجسمی #هنرهای_زیبا #موزه_لوور
در میان آثاری که لئوناردو در قرن شانزدهم خلق کرد، پرتره کوچکی به نام مونالیزا یا لا جیوکوندا، به معنای خندان، وجود دارد. در عصر حاضر، مسلماً مشهورترین نقاشی جهان است. شهرت آن، به ویژه به دلیل لبخند گریزان چهره زن است، کیفیت مرموز آن شاید به دلیل گوشههای سایهدار ظریف دهان و چشمها باشد، به طوری که ماهیت دقیق لبخند را نمیتوان تعیین کرد. کیفیت سایهداری که این اثر به آن مشهور است، اسفوماتو یا «دود لئوناردو» نامیده شد. واساری نوشت که لبخند «آنقدر دلپذیر بود که بیشتر الهی به نظر میرسید تا انسانی، و این یک چیز شگفتانگیز در نظر گرفته میشد که به اندازه لبخند اصل زنده، سرزنده بود.»
داوینچی برای کشیدن تابلوی مونا لیزا از سال ۱۵۰۳ آغاز به کار کرد و اتمام آن تا ۱۵۰۷ به طول انجامید. شهرت دا وینچی به خاطر اثر ماندگار وی در تاریخ، مونا لیزا، بوده است.
از دیگر ویژگیهای این نقاشی میتوان به لباس ساده و بیپیرایه آن اشاره کرد که در آن چشمها و دستها هیچ رقیبی از سایر جزئیات ندارند؛ پسزمینهٔ دراماتیک منظره که در آن جهان در حال تغییر و تحول به نظر میرسد؛ رنگآمیزی ملایم؛ و ماهیت بسیار روان تکنیک نقاشی، با استفاده از روغنهایی که بسیار شبیه به تمپرا روی سطح قرار گرفتهاند و طوری روی هم ترکیب شدهاند که ضربات قلممو غیرقابل تشخیص هستند. [۱۲۵] وازاری اظهار داشت که کیفیت نقاشی حتی «مطمئنترین استاد را… ناامید و دلسرد میکند.»[۱۲۶] وضعیت عالی نگهداری و این واقعیت که هیچ نشانهای از تعمیر یا رنگآمیزی مجدد وجود ندارد، در یک نقاشی پنلی از این تاریخ نادر است.
تابلوی مونا لیزا احتمالاً پر آوازهترین شبیهسازی از چهرهٔ فردی در جهان است. از سدهٔ نوزدهم یا حتی پیش از آن به بعد، این چهرهٔ رمز آمیز، بخشی از فرهنگ عامهٔ غربی شده است. لاژوکوندا (ژوکوند) همسر زانوبی دل ژوکوندو ی بانکدار، که پس از بازگشت لئوناردو از میلان به فلورانس نقاشی شده، به حال نشسته در میان دو پایهٔ یک ایوان سرپوشیده شبیهسازی شده است. این زن با نمای نیم قد و دستهای روی هم نهاده و چشمان خیره شده به تماشاگر، نشان داده شده است. ابهام و راز این «خنده» پرآوازه، واقعاً نتیجهٔ شیفتگی لئوناردو به سایه روشن جوّ و مهارتش در نمایاندن آن است. شاید در سدهٔ رومانتیک پرور نوزدهم، بیش از حد دربارهٔ این «خنده» مرموز بحث شد، ولی کسی به علاقهٔ سراپا علمی لئوناردو به ماهیت نور و سایه اشارهای نکرد. از طرف دیگر، به احتمال زیاد خود لئوناردو نیز از تأثیر شگفتانگیزی که در این تابلو بر تماشاگر میگذارد، لذتها برده است؛ این اثر یکی از تابلوهای محبوبش بود و هیچگاه نمیتوانست آن را از خودش جدا کند. طراحی بی نظیری که در زیر سایهٔ گریزان حاضر است، از لحاظ نمایاندن سر و دستها - که استثنائاً فوقالعاده زیبا هستند - یک پیروزی بزرگ بهشمار میرود. این احتمال نیز وجود دارد که نیت هنرمند، سردرگم کردن بیننده یا شیفتن وی و مجاز ساختنش به تفسیر آزادانهٔ این شخصیت نهفته بوده باشد.
نسخهٔ کنونی تابلوی نقاشی مونا لیزا دارای ابعاد ۷۷×۵۳ سانتیمتر است. نسخهای که او تهیه کرده بود از نسخه فعلی، بزرگتر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفین چپ و راست این تابلو بریده شده است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که مونا لیزا در این تابلو نشسته است. همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمتهای این تابلو به مرور زمان خراب یا دوباره نقاشی شده است. اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ مانده است.
در ۲۱ اوت ۱۹۱۱ تابلوی مونا لیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزدیده شد و به ایتالیا برده میشود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده میشود و پس از انجام برخی فعالیتهای اداری و قانونی تابلو دوباره به موزه لوور بازگردانده میشود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سالها به طول انجامید. در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودهاند.
.
.
#هنرگرد #لئوناردو_داوینچی #نقاشان_ایتالیا #مونالیزا #هنرهای_تجسمی #هنرهای_زیبا #موزه_لوور
- ۷۱.۱k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط