{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب علی میریزد اشک باورش را

امشب علی میریزد اشک باورش را
در کوفه می گوید اذان آخرش را

روی لبش انا الیه راجعون است
در آسمان ها دوخته چشم ترش را

مرغابیان خانه دامن را نگیرید
خالی کنید ای عرشیان دور و برش را

با رفتن بابا خدا می داند و بس
در بین خانه حال زار دخترش را

ای ابن ملجم زودتر از جای برخیز
او قصد دارد که ببیند همسرش را

او قصد دارد که ببیند بار دیگر
رنگ کبود صورت نیلوفرش را

با تیغ زهرآلود فرقش را شکستند
هم فرق او را هم نماز آخرش را
دیدگاه ها (۴)

دوست نادیده ام سلام! امشب لابه لای گلواژه های نیایشت، مابین ...

دقایقی از اذان صبح به وقت شهر من گذشتهاماکوفه را نمیدانم... ...

::تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانیشب قدر آمده تا قدر د...

ﺩﺭﺩﻫــــــــﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻻﯾــــــــﮏ ﮐـــــﺮﺩﻧــــﺪ ﻭ ﮔﻔـــــﺘﻨﺪ ﺯ...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش را ،در کوفه می گوید اذان آخرش را ،...

: امشب علی میریزد اشک امشب علی میریزد اشک باورش را در کو...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

https://wisgoon.com/pin/7122912/ امشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط