#سناریو

#سناریو


موقعیت:وقتی اومدن خاستگاری و از استرس دستمون میلرزه و پیش دستی چایی رو میریزیم رو جای نبایدشون



🐺:ام همون روز اول ناکارم کردی
ات: وای واقعا ببخشید

........



🐰:لی ات الان من چجوری حاملت کنم
ات: عااااا

............


🐰🐷:یا هشت جد اسکیز
..............

🥟 :فک نکنم بتونم دیگه حاملت کنم

.....

🐿:از شدت درد گریه اش میگیره
ات: گریه نکن ددی

........


🐥:اشکال نداره عمدی که نبود

.........


🐶:دردش میاد اما رو خودش نمیزاره

............


🦊: قصدت از نابود کردن من چیه؟
ات: عامم ببخشید

🩷پایان🩷
دیدگاه ها (۱)

#سناریوموقعیت💋: وقتی اومدن خاستگاری و از استرس دستمون میلرزه...

فیک دختر کوچولوی من ادامه part3

ازدواج بی عشق

My moon p4

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

پارت ۱۱

Part 18

خدمتکار عمارت ما

فیک مافیایی بی‌رحم پارت ۱۲جین:منو نامجون میریم آماده شیم اسل...

[ رئیس جذاب من ]♡پارت ۲۱ ♡+چیشده جونگ کوک خوبی –نه ات خوب نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط