.

.
چه صفایی ست لب تشنه و تنها مُردن
در عطش سوختن و در غمِ سقا مُردن

بی کفن ماند حسینم ، چه کنم با این درد؟
چاره ام چیست؟ زدن بر سر و رو تا مُردن

بوریایی بدهیدم که کفن جایز نیست
حق من نیست جدا از همه اینجامُردن

بگذارید که خورشید بسوزد جانم
قسمتم بوده در این شدت گرما مُردن

شد حسینم هدف تیر و سرش بر نی رفت
وای از تشنگی و بر لب دریا مُردن

خیمه ها سوخت ، حرم رفت به یغما ، آری
بی نظیرست رها از غم ، دنیا مُردن

دیدم از دور تن هر دو جوانم بر خاک
ارث زهراست چنین عاشق و شیدا مُردن

مرگ من بود زمانی که حسینم گم شد
تا بیابم بدنش صد رَه و صد جا مُردن

گشت خون قلب من از ناله ی محزون رباب
آرزو بود مرا ، در تب صحرا مُردن

آه ، آن شب غم یاران همه یک سو ، یک جا
غصه ی دخترک و در غم بابا مُردن

سهم ما نیست که آسوده بمیریم و تمام
شیوه ی ماست غریبانه و زیبا مُردن ....
.
#یا_اهل_العالم_نحن_اکلاب_الرقیه
#ریحانة_الحسین
دیدگاه ها (۲)

سحر بود و غم و دردسحر بود و صدای نفس خسته ی یک مردکه آرام در...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

آن کنیزم که در سرای علیهمچو زهرا شدم فنای علی ریختم عشق را ب...

یا ام البنین...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط