⛔ بند نافِ بریده‌شده را به هر جایی گره نزن

⛔ بند نافِ بریده‌شده را به هر جایی گره نزن

🔸بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی، اما رازش را نفهمیدیم.

🔸به مادر دل بستیم و روز اول مدرسه گریستیم از ترس جدایی، اما رازش را نفهمیدیم.

🔸به پدر دل بستیم و وقتی به آسمان رفت، گریستیم از ترس جدایی، اما رازش را نفهمیدیم.

🔸به کیف صورتی گلدار، به دوچرخه آبی شبرنگ و... بارها دل بستیم و از دست دادیم و شکستیم و باز نفهمیدیم.

🔸چقدر این درس تنهایی تکرار شد و ما رفوزه شدیم.

🔸این بند ناف را روز اول بریده بودند ولی ما هر روز به پای کسی یا چیزی گره زدیم تا زنده بمانیم و نفهمیدیم.

🔸افسوس نفهمیدیم که قرار است روی پای خود بایستیم، نفس از کسی قرض نگیریم و قرار از کسی طلب نکنیم.

🔸عشق بورزیم اما در بند عشق کسی نباشیم. دوست بداریم اما منتظر دوست داشته‌ شدن نباشیم.

🔸به خودمان نور بنوشانیم و شور هدیه کنیم. در بند نباشیم، رها باشیم و آواز عشق سر دهیم. عزت انسان‌بودنمان را به پای کرشمه هیچ کسی قربانی نکنیم.
‌‎‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‎
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💜
دیدگاه ها (۱)

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی...اما رازش را نفهمی...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی. اما رازش را نفهمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط