(پارت چهارم)
(پارت چهارم)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ا/ت هاج و واج مونده بود.. از اینکه چرا انقدر دیر رسیده؟ از اینکه چرا اِما و سنجو و هینا اینجان؟ از اینکه الان مایکی شکست نا پذیر جلوش نشسته و میخواد گریه کنه.. از اینکه اینوپی داره به کازوتورا کمک میکنه تا از زمین پا شه چون از خنده پخش زمین شده و تاکمیچی داره مایکی رو بلند میکنه.. جالب اینجاست کوکونوی داره با ران و ریندو دست در گردن با خوشحالی دور اینا تاب میخورن.. انگار اب شنگولی خوردن.. حالا حالا جالب ترش اینجاست که ا/ت هست فقط با این منگلا.. ا/ت داشت با خودش میگفت بدتر از این نمیشه که.. پاه چین داد زد: ماییکیییییی تایاکی ها و دورایاکی هاتو پیدا نمیکنمممممممم... که مایکی داد زد:کن چیییننننن برام بخرررر کازوتورا هم بززنننن..از زبان ا/ت:
دیگه داشتم از عصبانیت روانی میشدم که به فارسی بلند داد زدم:بسههههههههههههههههههههههههههه
که با نگاه های متعجب ران، ریندو، کوکو، اینوپی، تاکمیچی، دراکن،میتسویا، چیفویو، باجی، سانزو،مایکی، پاه چین، شینچیرو، واکاسا،ایزانا، اما، هینا، سنجو مواجه شدم..
(چون که ا/ت ایرانی بود، امکانش هست موقع عصبانیت یهو از دهنش ی کلمه فارسی بزنه بیرون و چون بروبچ هم فارسی بلد نیستن، نفهمن چی میگه)
مایکی:این الان فحش داد؟
(نگاه های برزخی بر روی ا/ت)
ا/ت:نه.. چیز.. خب اون ی کلمه فارسیه از بس رفتید رو مخم از دهنم پرید.. میشه یکی به من بگه اینجا چه خبره؟ چرا اما و هینا و سنجو اینجان؟ چرا فقط ماییم؟ ی دقیقه خودتونو بزارید جای من... خدایی بیاید توی گنگ بعد ببینید مایکی شکست نا پذیر گریه میکنه و دورایاکی میخواد بقیه هم اب شنگولی انگار خوردن،عصبانی نمیشید؟
بچه ها متوجه شدن چه گو.. چیز ببخشید چه غلطی خوردن،کلی معذرت خواهی کردن...
سنجو : خب ببین ا/ت چان راستش ماهم درست نمیدونیم اینجا چه خبره.. مایکی مارو هم خبر کرد که بیایم چون مارو کار واجب داره.. بعدشم منتظر تو بودیم تا بیای ا/ت چان..
تاکمیچی:راستی مایکی کون.. چه کارمون داشتی؟
مایکی: انتظار دارید چکارتون داشته باشم؟ اومدم ی دیدار دوستانه داشته باشیم و یچیزی بهتون بگم همین^^
بقیه:( بخار عصبانیت از سر زدن بیرون)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پایان پارت چهارم^^ ❀
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ا/ت هاج و واج مونده بود.. از اینکه چرا انقدر دیر رسیده؟ از اینکه چرا اِما و سنجو و هینا اینجان؟ از اینکه الان مایکی شکست نا پذیر جلوش نشسته و میخواد گریه کنه.. از اینکه اینوپی داره به کازوتورا کمک میکنه تا از زمین پا شه چون از خنده پخش زمین شده و تاکمیچی داره مایکی رو بلند میکنه.. جالب اینجاست کوکونوی داره با ران و ریندو دست در گردن با خوشحالی دور اینا تاب میخورن.. انگار اب شنگولی خوردن.. حالا حالا جالب ترش اینجاست که ا/ت هست فقط با این منگلا.. ا/ت داشت با خودش میگفت بدتر از این نمیشه که.. پاه چین داد زد: ماییکیییییی تایاکی ها و دورایاکی هاتو پیدا نمیکنمممممممم... که مایکی داد زد:کن چیییننننن برام بخرررر کازوتورا هم بززنننن..از زبان ا/ت:
دیگه داشتم از عصبانیت روانی میشدم که به فارسی بلند داد زدم:بسههههههههههههههههههههههههههه
که با نگاه های متعجب ران، ریندو، کوکو، اینوپی، تاکمیچی، دراکن،میتسویا، چیفویو، باجی، سانزو،مایکی، پاه چین، شینچیرو، واکاسا،ایزانا، اما، هینا، سنجو مواجه شدم..
(چون که ا/ت ایرانی بود، امکانش هست موقع عصبانیت یهو از دهنش ی کلمه فارسی بزنه بیرون و چون بروبچ هم فارسی بلد نیستن، نفهمن چی میگه)
مایکی:این الان فحش داد؟
(نگاه های برزخی بر روی ا/ت)
ا/ت:نه.. چیز.. خب اون ی کلمه فارسیه از بس رفتید رو مخم از دهنم پرید.. میشه یکی به من بگه اینجا چه خبره؟ چرا اما و هینا و سنجو اینجان؟ چرا فقط ماییم؟ ی دقیقه خودتونو بزارید جای من... خدایی بیاید توی گنگ بعد ببینید مایکی شکست نا پذیر گریه میکنه و دورایاکی میخواد بقیه هم اب شنگولی انگار خوردن،عصبانی نمیشید؟
بچه ها متوجه شدن چه گو.. چیز ببخشید چه غلطی خوردن،کلی معذرت خواهی کردن...
سنجو : خب ببین ا/ت چان راستش ماهم درست نمیدونیم اینجا چه خبره.. مایکی مارو هم خبر کرد که بیایم چون مارو کار واجب داره.. بعدشم منتظر تو بودیم تا بیای ا/ت چان..
تاکمیچی:راستی مایکی کون.. چه کارمون داشتی؟
مایکی: انتظار دارید چکارتون داشته باشم؟ اومدم ی دیدار دوستانه داشته باشیم و یچیزی بهتون بگم همین^^
بقیه:( بخار عصبانیت از سر زدن بیرون)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پایان پارت چهارم^^ ❀
- ۶.۲k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط