پس از آگاهی از شهادت امام حسن(ع)،شیعیان در منزل سلیمان بن
پس از آگاهی از شهادت امام حسن(ع)،شیعیان در منزل سلیمان بن صرد در کوفه جمع شدند و برای عرض تسلیت به امام حسین(ع) به سبب شهادت برادرش امام حسن(ع) نامه نوشتندکه در بخشی از نامه چنین آمده است:«بنام خداوند بخشنده مهربان؛برای حسین بن علی(ع) از پیروانش و پیروان پدرش امیرمومنان،درود بر تو،ما تو را سپاس می کنیم به خداوندی که جز او خدایی نیست.اما بعد،خبر شهادت حسن بن علی(ع) به ما رسید،روزی که بدنیا آمد و روزی که در گذشت و روزی که مبعوث می شود،خداوند گناهانش را بیامرزد و نیکویی های او را قبول کند و به پیامبر(ص)ملحق سازد و اجر تو را در برابر مصیبتش چند برابر کند و این مصیبت را با وجودتان برای ما جبران کند و آن را پاداشی نزد پروردگار می شماریم.بازگشت همه ما به سوی اوست.این مصیبت چقدر برای امت،شما و شیعیان به طور خاص و دیگران بزرگ است. ما از شیعیان تو هستیم و به سوگواری تو سوگواریم،و به شادمانی تو شادمانیم.راه شما را می رویم و به فرمانت در انتظاریم...،تا حقت را باز گردانیم»..{تاریخ یعقوبی،ج2ص228}.
هم چنین،سلیمان و جمعی از کوفیان در نامه دیگری به امام حسین(ع) یادآور شدند و گفتند که ما از پیروان تو هستیم،معاویه دیگر پیشوای ما نیست،پس نزد ما آی! شاید خداوند بواسطه شما،ما را هدایت نماید.ما در روز جمعه با نعمان بن بشیر همراه نخواهیم شد و نماز عید را با وی به جا نمی آوریم.اگر بدانیم تو به کوفه می آیی،او را بیرون کرده و به شام می فرستیم.{بلاذری،انساب الاشراف،ج3ص368}.
بزرگان شیعه در کوفه از جمله سلیمان با معاویه مخالفت می کردند و این مخالفتها تا زمانی که معاویه زنده بود آشکار نبود،اما وقتی خبر هلاکت معاویه به گوششان رسید،شیعیان در خانه سلیمان جمع شدند و سلیمان گفت: معاویه به هلاکت رسید و امام حسین(ع) از بیعت با این قوم خودداری کرده و به سوی مکه رفته است.شما شیعیان وی و شیعیان پدرش هستید، اگر می توانید او را یاری دهید و با دشمنش نبرد کنید.به او نامه بنویسید و اگر بیم دارید که سستی و ضعف از خود نشان می دهید و جانش را به خطر می اندازید،او را فریب ندهید.آنان پاسخ دادند که با دشمنش جنگ و جان خود را فدای او می کنیم.{تاریخ طبری،ج5ص352}.
سلیمان گفت: پس همه شما نامه بنویسید،آنان گفتند که نوشته تو از طرف همه ما باشد،اما سلیمان گفت:مصلحت آن است که همه شما نامه بنویسید.
همه شیعیان به امام حسین(ع) که در مکه بود،نامه نوشتند و نامه های آنان همراه با نمایندگانشان به دست آن حضرت رسید که از او دعوت کرده بودند که ای فرزند رسول خدا! بسوی ما بشتاب،تو به خلافت از یزید شراب خوار سزاوارتری.
گرچه بیشتر مردم کوفه و برخی از سران آنان به سبب فضای غالب که در کوفه ایجاد شد و به سبب منافع سیاسی و اجتماعی خود،به امام نامه نوشتند،اما آنان به امام اعتقادی نداشتند.
امام حسین(ع) در نامه ای خطاب به بزرگان کوفه از جمله سلیمان نوشت:رسول خدا(ص) فرمود: هر کس ستمکاری را ببیند که حرام خدا را حلال بشمارد و امر پروردگار را ترک کند و مخالف ِ سنت رسول خدا(ص) باشد،به بندگان خدا،ظلم و ستم کند و کاری انجام ندهد،بر خداوند است که او را در آتش دوزخ بیندازد.سپس در ادامه می فرماید: شما از کارهایی که معاویه انجام داده است،آگاهید.نامه های شما به دستم رسید،اگر بر پیمان خود وفادار نیستید،این از شما بعید نیست،زیرا با پدر و برادرم بی وفایی کردید.سپس نامه را مهر کرد و به وسیله قیس بن مصهر صیداوی نزد آنان فرستاد.{ابن اعثم کوفی،الفتوح،ج5،ص81-82}.
امام حسین(ع) پس از قیس،مسلم بن عقیل را به دنبال او به کوفه فرستاد تا از مردم بیعت بگیرد.و اطلاعی از دستگیری و شهادت قیس نداشت.ورود مسلم به کوفه و بیعت مردم با وی،و فرستادن نامه دعوت از امام حسین(ع) به کوفه،موجب ترس و وحشت بنی امیه شد.تا اینکه مدتی بعد عبیدالله بن زیاد با تهدید توانست مردم را از اطراف مسلم دور کند و بار دیگر بر شهر تسلط پیدا کند و حاکمیت شوم امویان را برقرار سازد و با تبلیغات،فضایی وحشتناک ایجاد کرد تا بتواند کسانی را که با نماینده امام بودند را دور نماید. ابن زیاد توانست عده ای را مجبور به ترک شهر کرده یا زندانی کند.عده ای دیگر نیز در خفا زندگی می کردند.از این روی در منابع از سلیمان و عده دیگری از شیعیان،پس از به دست گرفتن قدرت بوسیله ابن زیاد در کوفه،خبری گزارش نشده است تا بتوان موقعیت برخی از بزرگان شیعه از جمله سلیمان بن صرد را بررسی کرد که چه موانعی در سر راه آنان وجود داشته که نتوانستند از امام حسین(ع) که به کوفه دعوت شده بود،حمایت کنند؛با توجه به اینکه شیعیان در کوفه در اقلیت بودند و هر حرکتی در کوفه سرکوب می شد.
شهادت نمایندگان امام حسین(ع) در کوفه موجب شد تا سپاه یزید مانع از ورود آن حضرت به کوفه شود و به ناچار امام،همراه یارانش به سوی سرزم
هم چنین،سلیمان و جمعی از کوفیان در نامه دیگری به امام حسین(ع) یادآور شدند و گفتند که ما از پیروان تو هستیم،معاویه دیگر پیشوای ما نیست،پس نزد ما آی! شاید خداوند بواسطه شما،ما را هدایت نماید.ما در روز جمعه با نعمان بن بشیر همراه نخواهیم شد و نماز عید را با وی به جا نمی آوریم.اگر بدانیم تو به کوفه می آیی،او را بیرون کرده و به شام می فرستیم.{بلاذری،انساب الاشراف،ج3ص368}.
بزرگان شیعه در کوفه از جمله سلیمان با معاویه مخالفت می کردند و این مخالفتها تا زمانی که معاویه زنده بود آشکار نبود،اما وقتی خبر هلاکت معاویه به گوششان رسید،شیعیان در خانه سلیمان جمع شدند و سلیمان گفت: معاویه به هلاکت رسید و امام حسین(ع) از بیعت با این قوم خودداری کرده و به سوی مکه رفته است.شما شیعیان وی و شیعیان پدرش هستید، اگر می توانید او را یاری دهید و با دشمنش نبرد کنید.به او نامه بنویسید و اگر بیم دارید که سستی و ضعف از خود نشان می دهید و جانش را به خطر می اندازید،او را فریب ندهید.آنان پاسخ دادند که با دشمنش جنگ و جان خود را فدای او می کنیم.{تاریخ طبری،ج5ص352}.
سلیمان گفت: پس همه شما نامه بنویسید،آنان گفتند که نوشته تو از طرف همه ما باشد،اما سلیمان گفت:مصلحت آن است که همه شما نامه بنویسید.
همه شیعیان به امام حسین(ع) که در مکه بود،نامه نوشتند و نامه های آنان همراه با نمایندگانشان به دست آن حضرت رسید که از او دعوت کرده بودند که ای فرزند رسول خدا! بسوی ما بشتاب،تو به خلافت از یزید شراب خوار سزاوارتری.
گرچه بیشتر مردم کوفه و برخی از سران آنان به سبب فضای غالب که در کوفه ایجاد شد و به سبب منافع سیاسی و اجتماعی خود،به امام نامه نوشتند،اما آنان به امام اعتقادی نداشتند.
امام حسین(ع) در نامه ای خطاب به بزرگان کوفه از جمله سلیمان نوشت:رسول خدا(ص) فرمود: هر کس ستمکاری را ببیند که حرام خدا را حلال بشمارد و امر پروردگار را ترک کند و مخالف ِ سنت رسول خدا(ص) باشد،به بندگان خدا،ظلم و ستم کند و کاری انجام ندهد،بر خداوند است که او را در آتش دوزخ بیندازد.سپس در ادامه می فرماید: شما از کارهایی که معاویه انجام داده است،آگاهید.نامه های شما به دستم رسید،اگر بر پیمان خود وفادار نیستید،این از شما بعید نیست،زیرا با پدر و برادرم بی وفایی کردید.سپس نامه را مهر کرد و به وسیله قیس بن مصهر صیداوی نزد آنان فرستاد.{ابن اعثم کوفی،الفتوح،ج5،ص81-82}.
امام حسین(ع) پس از قیس،مسلم بن عقیل را به دنبال او به کوفه فرستاد تا از مردم بیعت بگیرد.و اطلاعی از دستگیری و شهادت قیس نداشت.ورود مسلم به کوفه و بیعت مردم با وی،و فرستادن نامه دعوت از امام حسین(ع) به کوفه،موجب ترس و وحشت بنی امیه شد.تا اینکه مدتی بعد عبیدالله بن زیاد با تهدید توانست مردم را از اطراف مسلم دور کند و بار دیگر بر شهر تسلط پیدا کند و حاکمیت شوم امویان را برقرار سازد و با تبلیغات،فضایی وحشتناک ایجاد کرد تا بتواند کسانی را که با نماینده امام بودند را دور نماید. ابن زیاد توانست عده ای را مجبور به ترک شهر کرده یا زندانی کند.عده ای دیگر نیز در خفا زندگی می کردند.از این روی در منابع از سلیمان و عده دیگری از شیعیان،پس از به دست گرفتن قدرت بوسیله ابن زیاد در کوفه،خبری گزارش نشده است تا بتوان موقعیت برخی از بزرگان شیعه از جمله سلیمان بن صرد را بررسی کرد که چه موانعی در سر راه آنان وجود داشته که نتوانستند از امام حسین(ع) که به کوفه دعوت شده بود،حمایت کنند؛با توجه به اینکه شیعیان در کوفه در اقلیت بودند و هر حرکتی در کوفه سرکوب می شد.
شهادت نمایندگان امام حسین(ع) در کوفه موجب شد تا سپاه یزید مانع از ورود آن حضرت به کوفه شود و به ناچار امام،همراه یارانش به سوی سرزم
- ۵.۹k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط