.
.
.
.
. چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد
دل صیاد به آهو به تپیدن نرسد
.
اختر عاشق و امید ترقی، هیهات
دانه سوخته هرگز به دمیدن نرسد
.
بهر گلگونه ربایند ز هم حورانش
کشته تیغ ترا خون به چکیدن نرسد
.
ما قدم بر قدم جاذبه دل داریم
خبر قافله ما به شنیدن نرسد
.
به تماشا ز بهشت رخ او قانع باش
که گل و میوه این باغ به چیدن نرسد
.
قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند
به من خسته بجز چشم پریدن نرسد
.
پرده صبح امیدست شب نومیدی
تا نسوزد نفس اینجا به کشیدن نرسد
.
دورتر می شود از قطع مسافت راهش
رهنوردی که به منزل به رمیدن نرسد
.
تو ز لعل لب خود، کام مکیدن بردار
که به ما جز لب خمیازه مکیدن نرسد
.
در حریمی که من از درد کشانم صائب
بحر را دعوی پیمانه کشیدن نرسد
.
.
. چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد
دل صیاد به آهو به تپیدن نرسد
.
اختر عاشق و امید ترقی، هیهات
دانه سوخته هرگز به دمیدن نرسد
.
بهر گلگونه ربایند ز هم حورانش
کشته تیغ ترا خون به چکیدن نرسد
.
ما قدم بر قدم جاذبه دل داریم
خبر قافله ما به شنیدن نرسد
.
به تماشا ز بهشت رخ او قانع باش
که گل و میوه این باغ به چیدن نرسد
.
قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند
به من خسته بجز چشم پریدن نرسد
.
پرده صبح امیدست شب نومیدی
تا نسوزد نفس اینجا به کشیدن نرسد
.
دورتر می شود از قطع مسافت راهش
رهنوردی که به منزل به رمیدن نرسد
.
تو ز لعل لب خود، کام مکیدن بردار
که به ما جز لب خمیازه مکیدن نرسد
.
در حریمی که من از درد کشانم صائب
بحر را دعوی پیمانه کشیدن نرسد
- ۲.۴k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط