بیا و‌ببین که زدوری وهجر چه‌ها کشیده‌ام

بیا و‌ببین که زدوری وهجر چه‌ها کشیده‌ام
بی‌ نوا دل عاشق من، چه رنج‌ها کشیده‌ام

دنیای پر از احساسم حالا غمگین توست
جایی‌ندارم‌ وبی‌توسردی زمستان کشیده‌ام

چشم بردلم بستم خواستم فراموشت کنم
اماچه‌شوریست‌دردلم که ازعشق کشیده‌ام

مرور می‌کنم خاطرات کهنه‌ام را همه تویی
دل بهانه ‌گیر سوخته ندانی چه‌ها کشیده‌ام

واژه‌واژه نامت‌درگوش من‌طنین اندازاست
باچشمان‌مست توبدان چه‌سختی کشیده‌ام

سادگی وجودمن چو ماجرای عشق نداست
در این غزل که گم شده چه دردها کشیده‌ام
(ندا)
@RomanticPoem
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط