{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم

همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم

دل بُرده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم

یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم

یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تورابه تمام جهان دهم
دیدگاه ها (۸۸)

چه روزها به شب آورده ام در این امیدکه با وجود عزیزت شبی به ر...

مرا ببر به دیاری که عشق، خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق، به گِل ن...

نوروز شد ولی دل من نو نمی شودیک بوده ای همیشه و یک، دو نمی ش...

باز آمد شب و باز عادت بی خوابی من باز پر گشته ز عطرت شب مهتا...

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم بگذار در جدا شدن از یار جان...

تا ذره ای ز درد خود را نشان دهمبگذار در جدا شدن یار جان دهمه...

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهمبگذار در جدا شدن از یار جان ...

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهمبگذار در جدا شدن از یار جان ...

🌱یعقوب #صبر داشت و #دورے کشیده بود.چون نیستم #صبور چرا #امتح...

🌼🍃یعقــوبـ صبر داشت ودورے ڪشیده بود..•[💔]•چون نیستم صبور چرا...

مرا یادت آمد؟! ثانیه های مرا چطور؟!آن ها را چگونه فراموش کرد...

آیا یکی هست که مرا یارى کند تا بسى ناله فراق و فریاد و فغان طولانى از دل برکشم؟یکی هست که جزع و زارى کند؟ آیا چشمى مى گرید تا چشم من هم با او مساعدت کند و زار زار بگرید؟

چون ز پشت زولجناح آمد فرود بر سجود افتاد و رخ بر خاک سوخت د...

هر روز که صبح بردمیدییوسف رخ مشرقی رسیدیکردی فلک ترنج پیکرری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط