{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر و شراب:

شعر و شراب:
به من فرصت بده جا خوش کنم در تاب ِ گیسویت
که دنیا نیست با ارزش تر از یک تاری از مویت

دچارم کرده ای مانند موجی بر لب ساحل
که دل ، دل می زند ویرانی ام پهلو به پهلویت

پلنگیدی چنان بردی توانِ استقامت را
که افتاده است در دام غرور انگیز آهویت

در این عصر دوشنبه شوکران شعر می نوشد
خیال پرسه در نصف النهار چشم جادویت

فراموشت نخواهم کرد چون مجنون ، بیابان را
که دلتنگم شبیه باد و باران در تکاپویت

به روی شانه دارد می برد با خویش دریا را
دل نازکتر از پروانگی های پرستویت

به سامان می رساند فال حافظ را یقین دارم
اگر افتاده در فنجان قهوه خال هندویت

شبی در آتش اردیبهشت آرام می گیری
به ابراهیم دل خوش می کند گلهای شب بویت ‌ ‌
دیدگاه ها (۱)

رحم کن بخت مرا هم رنگ گیسویت مکش این پلنگ پیر را دامان آهویت...

‌‌‌   چشم من بر طاق ابرویت حسادت می کندبر لب و بر جعد گیسویت...

ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل عاشق بشکسته ز اب...

👈 عطر گل وحشی ...ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل...

#من_یقین_دارم_همین_جا_در_همین_دنیا_شبی_آه_این_هر_شب_نخوابیدن...

عاشقانه......دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر...

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر بادم اما عطر...

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر بادم اما عطر...

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر بادم اما عطر...

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر بادم اما عطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط