نیا به کوفه که بر قتلت افتخار کنند
نیا به کوفه که بر قتلت افتخار کنند
برای سنگ زدن بر سرت، قمار کنند
نیا به کوفه که صیادهای گرگ صفت
غزال های بیابانتان شکار کنند
نیا به کوفه که تیرِ سه شعبه، زهرآلود
نصیب حنجر گلگون شیرخوار کنند
نیا که تشنه، میان دو رود، سیرابت
ز تیر و نیزه و شمشیرِ آبدار کنند
نیا که چشمِ تو از تشنگی و داغ جوان
شبیه عصر پر از التهاب، تار کنند
نیا که ساحل رود فرات را این قوم
ز خون اکبر و عباس، جویبار کنند
نیا که فرقۀ بی شرم، دخترانت را
بر اشتران اسیری خود سوار کنند
نیا که اهل و عیالت برای حفظ نقاب
گهی پناه به هم برده، گه فرار کنند
ببین، به زمزمه در گوشِ دختران و زنان
چگونه وعدۀ خلخال و گوشوار کنند
برای قاسمِ خود جوشنی مهیا کن
که ترسم از سرِ نیرنگ، سنگسار کنند
عجب که گندم ریّ و طلا و پُست و مقام
به پور فاطمه این قوم اختیار کنند
نوشته اند اگر باغ و چشمۀ پر آب
ولی برای شما نیزه آشکار کنند
به کوفیان به سرِ دارِ عشق می گفتم
سفیر نزد امام از چه شرمسار کنند؟
برای سنگ زدن بر سرت، قمار کنند
نیا به کوفه که صیادهای گرگ صفت
غزال های بیابانتان شکار کنند
نیا به کوفه که تیرِ سه شعبه، زهرآلود
نصیب حنجر گلگون شیرخوار کنند
نیا که تشنه، میان دو رود، سیرابت
ز تیر و نیزه و شمشیرِ آبدار کنند
نیا که چشمِ تو از تشنگی و داغ جوان
شبیه عصر پر از التهاب، تار کنند
نیا که ساحل رود فرات را این قوم
ز خون اکبر و عباس، جویبار کنند
نیا که فرقۀ بی شرم، دخترانت را
بر اشتران اسیری خود سوار کنند
نیا که اهل و عیالت برای حفظ نقاب
گهی پناه به هم برده، گه فرار کنند
ببین، به زمزمه در گوشِ دختران و زنان
چگونه وعدۀ خلخال و گوشوار کنند
برای قاسمِ خود جوشنی مهیا کن
که ترسم از سرِ نیرنگ، سنگسار کنند
عجب که گندم ریّ و طلا و پُست و مقام
به پور فاطمه این قوم اختیار کنند
نوشته اند اگر باغ و چشمۀ پر آب
ولی برای شما نیزه آشکار کنند
به کوفیان به سرِ دارِ عشق می گفتم
سفیر نزد امام از چه شرمسار کنند؟
- ۷۵۱
- ۱۲ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط