ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC
پشمام من اینو کشیدم؟😶
توروخدا من این آرت رو زدم؟🤐
برگاااااانم😃🎀
خب خلاصه💖
بیوگرافی یومه
نام/𝖓𝖆𝖒𝖊: یومه/𝖞𝖔𝖒𝖊𝖍
معنی اسم: رویا /𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒
نام خانوادگی: یوکی/𝖞𝖔𝖐𝖞
معنی: برفی/𝕴𝖈𝖊
سن: 𝟏𝟔
قد: 𝟏𝟔𝟒
وزن: 𝟒𝟏
گونه: انسان/𝖍𝖚𝖒𝖆𝖓
تنفس: یخ/𝕴𝖈𝖊
تعداد فرم: 𝟏𝟏
بستگان:
آمه یوکی*باران برفی*خواهر*بچه اول*مرده
کیبو یوکی*امید برفی*برادر*بچه سوم*مرده
میساکی یوکی*شکوفه زیبای برفی*خواهر*بچه چهارم*مرده
هوشی یوکی*ستاره برفی*برادر*بچه پنجم*مرده
کیمی یوکی*ملکه برفی*خواهر*بچه ششم*مرده
چوریپو آکای*لاله سرخ*مادر*مرده
کوری یوکی*یخ برفی*پدر*مرده
تاریخ تولد: 𝟒 سپتامبر ( 𝟏𝟒 شهریور)
شیپ: ندارد (سینگل به گو--)
[خداوکیلی یه دقیقه وایسید. من واسه ایشون شیپ بسازم؟اگه بیشتر نظرشون مثبت بود میسازم]
دوستان:
تانجیرو
نزوکو
اینوسکه
زنیتسو
میتسوری
یوهوا
هوشیکو
هاتاکو
سایورا
ایکو
تسونا
آیری
ساکورا
سانی
سوماری
چیوری
یاساشی
(هرکی میخواد دوستش بشه بگه❣)
شیپ فرند:
هوشیکو♡ @hoshiko_otuku
هاتاکو♡ @misshalim
سایورا♡ @sayora_giyu_loverr
توانایی:لامسه فوق العاده . یادگیری سریع . زود جور شدن با آدما . قدرت تشخیص احساس دیگران با لامسه . پزشکی
اخلاق: مهربون . برونگرا . احساسی . ادراکی . اجتماعی . پرحرف
علایق: برف . خانواده . استادش(خانم نامی) . خواهر بزرگش(آمه) . گل . دوستاش . سرما . شب . دریا
تنفرات: شیاطین . دروغ . پنهون کاری . آدمای خودپسند . موزان . شیطانی که خواهرش رو کشت
استاد: کیه نامی/ 𝖐𝖞𝖊 𝖓𝖆𝖒𝖞
تایپ: enfp
داستان زندگیش:
یومه دختری با حس لامسه فوقالعاده بود. اون تو یه خانواده هفت نفره زندگی میکرد. اون بچه دوم خانواده بود و یه خواهر بزرگ به نام آمه داشت. آمه یه شمشیرزن بود و به یومه تنفس یخ رو مبتدی آموزش داده بود.
یومه از ته دل خواهرش رو دوست داشت و همیشه میخواست مثل اون شمشیر زن بشه تا از خانواده اش محافظت کنه.
یه روز آمه به یه ماموریت خطرناک رفت و به دست کیزوگی رده بالا، کیزوگی خون کشته شد. یومه با مرگ خواهرش فرو پاشید.
یومه دو سال بدون خواهرش زندگی کرد. اون به دلیل حس لامسه خوبش پزشکیار شد تا بتونه یه بخشی از خرج خانواده رو تامین کنه.
روزی یومه برای یه بیمار مهم به روستای کناری رفت و دو شب اونجا موند. سر انجام بعد دو شب با کلی پول و غذا و خوردنی برگشت. اما با صحنه بدی مواجه شد. خانواده اش غرق خون بودن...
یومه با وحشت نبض همشون رو گرفت و دید همه حدود دوازده ساعته که مردن. اون نمیتونست هیچی رو باور کنه. وحشت کرده بود.
یومه بالاخره به خودش اومد و تصمیمش رو گرفت. انتقام...
اون اول خانواده اش رو دفن کرد و گوشواره ها،هائوری،کفشا و شمشیر خواهرش رو برداشت. بعد یه نامه برای پزشک روستا گذاشت تا اونارو مطلع کنه. سپس راهی سفری دراز شد.
اون به خونه استاد خواهرش رفت. بعد توضیح دادن ماجرا، خانم کیه قبول کرد بهش آموزش بده. یومه ۸ ماه آموزش دید و بعد به آزمون رفت.
توی آزمون با تانجیرو مواجه شد که داشت از یه شیطان درباره برگردوندن شیطان به انسان میپرسید. اونجا با تانجیرو آشنا شد. بعد دوباره جدا شدن و بعد چند روز، یومه دوباره تانجیرو رو دید. ولی اینبار با نزوکو.
تانجیرو همچی رو به یومه گفت و اونم بدون هیچ شکی به نزوکو اونو پذیرفت. بعد اونا به زنیتسو رسیدند و بعد به اینوسکه و همه باهم همراه شدن.
و اینجوری، یومه دوباره حس بودن تو یه خانواده رو پیدا کرد...
فکت هایی راجب یومه:
●یومه همیشه سر اینکه اینوسکه اسمش رو اشتباه میگفت حرص میخورد ولی وقتی یه بار اینوسکه بهش گفت آمه (اشتباهی) خشکش زد و فقط یه لبخند غمگین روی لبش نشست.
●یومه به گیاه نعنا حساسیت شدید داره
●علامت یومه در لحظه مبارزه با رده بالای چهارم (شینکوچی) ضاهر شد.
●یومه یه ترومای خفیف از خاطره زمانی که سپاه شیطان کش به خونه شون اومدن و هائوری خونی خواهرش رو به دستش دادن داره.
● آخرین جمله ای که یومه از تک تک اعضای خانواده اش شنید"مواظب خودت باش" بود. به همین دلیل هربار رنگ یومه با شنیدن این جمله میپره.
(وقتی آمه به اون ماموریت خطرناک رفت قبلش به یومه گفت خواهر مراقب خودت باش. زمانی هم که یومه میخواست برای پزشکی به دهکده کناری بره اول مادرش بعد خواهر و برادر هاش و توی راه پدرش همین جمله رو بهش گفتن)
_______________________________________________
صداپیشگی رو خودم گذاشتم. خراب هم کردم. خلاصه صدای یومه اینه (صدای خودم)
توروخدا من این آرت رو زدم؟🤐
برگاااااانم😃🎀
خب خلاصه💖
بیوگرافی یومه
نام/𝖓𝖆𝖒𝖊: یومه/𝖞𝖔𝖒𝖊𝖍
معنی اسم: رویا /𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒
نام خانوادگی: یوکی/𝖞𝖔𝖐𝖞
معنی: برفی/𝕴𝖈𝖊
سن: 𝟏𝟔
قد: 𝟏𝟔𝟒
وزن: 𝟒𝟏
گونه: انسان/𝖍𝖚𝖒𝖆𝖓
تنفس: یخ/𝕴𝖈𝖊
تعداد فرم: 𝟏𝟏
بستگان:
آمه یوکی*باران برفی*خواهر*بچه اول*مرده
کیبو یوکی*امید برفی*برادر*بچه سوم*مرده
میساکی یوکی*شکوفه زیبای برفی*خواهر*بچه چهارم*مرده
هوشی یوکی*ستاره برفی*برادر*بچه پنجم*مرده
کیمی یوکی*ملکه برفی*خواهر*بچه ششم*مرده
چوریپو آکای*لاله سرخ*مادر*مرده
کوری یوکی*یخ برفی*پدر*مرده
تاریخ تولد: 𝟒 سپتامبر ( 𝟏𝟒 شهریور)
شیپ: ندارد (سینگل به گو--)
[خداوکیلی یه دقیقه وایسید. من واسه ایشون شیپ بسازم؟اگه بیشتر نظرشون مثبت بود میسازم]
دوستان:
تانجیرو
نزوکو
اینوسکه
زنیتسو
میتسوری
یوهوا
هوشیکو
هاتاکو
سایورا
ایکو
تسونا
آیری
ساکورا
سانی
سوماری
چیوری
یاساشی
(هرکی میخواد دوستش بشه بگه❣)
شیپ فرند:
هوشیکو♡ @hoshiko_otuku
هاتاکو♡ @misshalim
سایورا♡ @sayora_giyu_loverr
توانایی:لامسه فوق العاده . یادگیری سریع . زود جور شدن با آدما . قدرت تشخیص احساس دیگران با لامسه . پزشکی
اخلاق: مهربون . برونگرا . احساسی . ادراکی . اجتماعی . پرحرف
علایق: برف . خانواده . استادش(خانم نامی) . خواهر بزرگش(آمه) . گل . دوستاش . سرما . شب . دریا
تنفرات: شیاطین . دروغ . پنهون کاری . آدمای خودپسند . موزان . شیطانی که خواهرش رو کشت
استاد: کیه نامی/ 𝖐𝖞𝖊 𝖓𝖆𝖒𝖞
تایپ: enfp
داستان زندگیش:
یومه دختری با حس لامسه فوقالعاده بود. اون تو یه خانواده هفت نفره زندگی میکرد. اون بچه دوم خانواده بود و یه خواهر بزرگ به نام آمه داشت. آمه یه شمشیرزن بود و به یومه تنفس یخ رو مبتدی آموزش داده بود.
یومه از ته دل خواهرش رو دوست داشت و همیشه میخواست مثل اون شمشیر زن بشه تا از خانواده اش محافظت کنه.
یه روز آمه به یه ماموریت خطرناک رفت و به دست کیزوگی رده بالا، کیزوگی خون کشته شد. یومه با مرگ خواهرش فرو پاشید.
یومه دو سال بدون خواهرش زندگی کرد. اون به دلیل حس لامسه خوبش پزشکیار شد تا بتونه یه بخشی از خرج خانواده رو تامین کنه.
روزی یومه برای یه بیمار مهم به روستای کناری رفت و دو شب اونجا موند. سر انجام بعد دو شب با کلی پول و غذا و خوردنی برگشت. اما با صحنه بدی مواجه شد. خانواده اش غرق خون بودن...
یومه با وحشت نبض همشون رو گرفت و دید همه حدود دوازده ساعته که مردن. اون نمیتونست هیچی رو باور کنه. وحشت کرده بود.
یومه بالاخره به خودش اومد و تصمیمش رو گرفت. انتقام...
اون اول خانواده اش رو دفن کرد و گوشواره ها،هائوری،کفشا و شمشیر خواهرش رو برداشت. بعد یه نامه برای پزشک روستا گذاشت تا اونارو مطلع کنه. سپس راهی سفری دراز شد.
اون به خونه استاد خواهرش رفت. بعد توضیح دادن ماجرا، خانم کیه قبول کرد بهش آموزش بده. یومه ۸ ماه آموزش دید و بعد به آزمون رفت.
توی آزمون با تانجیرو مواجه شد که داشت از یه شیطان درباره برگردوندن شیطان به انسان میپرسید. اونجا با تانجیرو آشنا شد. بعد دوباره جدا شدن و بعد چند روز، یومه دوباره تانجیرو رو دید. ولی اینبار با نزوکو.
تانجیرو همچی رو به یومه گفت و اونم بدون هیچ شکی به نزوکو اونو پذیرفت. بعد اونا به زنیتسو رسیدند و بعد به اینوسکه و همه باهم همراه شدن.
و اینجوری، یومه دوباره حس بودن تو یه خانواده رو پیدا کرد...
فکت هایی راجب یومه:
●یومه همیشه سر اینکه اینوسکه اسمش رو اشتباه میگفت حرص میخورد ولی وقتی یه بار اینوسکه بهش گفت آمه (اشتباهی) خشکش زد و فقط یه لبخند غمگین روی لبش نشست.
●یومه به گیاه نعنا حساسیت شدید داره
●علامت یومه در لحظه مبارزه با رده بالای چهارم (شینکوچی) ضاهر شد.
●یومه یه ترومای خفیف از خاطره زمانی که سپاه شیطان کش به خونه شون اومدن و هائوری خونی خواهرش رو به دستش دادن داره.
● آخرین جمله ای که یومه از تک تک اعضای خانواده اش شنید"مواظب خودت باش" بود. به همین دلیل هربار رنگ یومه با شنیدن این جمله میپره.
(وقتی آمه به اون ماموریت خطرناک رفت قبلش به یومه گفت خواهر مراقب خودت باش. زمانی هم که یومه میخواست برای پزشکی به دهکده کناری بره اول مادرش بعد خواهر و برادر هاش و توی راه پدرش همین جمله رو بهش گفتن)
_______________________________________________
صداپیشگی رو خودم گذاشتم. خراب هم کردم. خلاصه صدای یومه اینه (صدای خودم)
- ۴.۲k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط