shadab2
۲۶
پسند
مادر چند لحظه سکوت کرد و پرسید:
مادر چند لحظه سکوت کرد و پرسید:
«پس چرا با این همه کتاب خوندن، هنوز بعضی وقتا ناراحت میشی؟»
دختر کتابش رو بست، به مادرش نگاه کرد و گفت:
«چون؛ کتابها بهمون یاد میدن چطور زندگی کنیم، اما زندگی کردن رو باید خودمون تجربه کنیم...» 🤍📖
#کتاب
#زندگی
#تجربه
دانلود
۶.۸k
۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (
۰
)
🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهلوسوم 𓆪 🖤🥀اسما چند ثانیه فقط به مادرش خ...
تا حالا توی رابطهای بودی که آخرش، با وجود تمام زخمهایی که ...
سورا و رین
📚 آدم میتونه هم اهل معنویت باشه، هم برای خانوادهاش وقت بذا...
بعضی شعرها را نمیخوانیم؛ زندگیشان میکنیم... این همان شع...
⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p56جیمین از جاش بلند شد. قدمهاش آهسته بو...
سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی
╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...
جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...
_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️۱۱:۵۹او دندانهایش را روی هم فشرد و دستش ر...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین