{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

m:

m:
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر که به ماهی‌ها داد

زندگی شاید آن لبخندیست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه‌ی پاک حیاتست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره‌ی آمدن و رفتن ماست
لحظه‌ی آمدن و رفتن ما تنهاییست

من دلم می‌خواهد
قدر این خاطره را دریابیم
دیدگاه ها (۵)

سعیده:قابل توجه❗ ️ حنایی که به تازگی وارد ایران شده به اسم (...

ادم بره بمیره بهتره که زن ی گربه صفت و بی صفت بشه

سلام به هدفکه همه ازصبح تاشبمیدوندتامرادو مقصودشون برسندسلام...

m:یک فنجان آرامش یک ثانیه عـــاشقـی یک جــرعه مهــربانے در...

*یادت هست؟* روزهایی که دنیا، به اندازه یک حیاط کوچکِ آجری بو...

روزی...

بررسی شعر «رفتگان» از (تس)احضار غایبانبخش نخستــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط