بابا داشت روزنامه میخوند

بابا داشت روزنامه میخوند

بچه گفت:
بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این پازله…! درستش کن!

چند دقیقه بعد بچه درستش کرد

بابا با تعجب پرسید: تو که نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت:
آدمای پشت روزنامه رو درست کردم، دنیا خودش درست شد...........نمک زندگی دیگران باش...
اما
نمک پاش زخم هایشان،
هرگز...
عجیب است!
که برخی از ما هنوز
همدلی کردن را نیاموختیم...
شایدایـراد درگفتارمان باشد

گفتارمان درست کنیم
تغییر را اول از خودمان شروع کنیم ✌✌


‌‌‎‌‌‎‌‌ ‌╲\╭┓
#roya
┗╯\╲
دیدگاه ها (۴۰)

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

ابلیس

جادویی به نام عشق

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔(میخوای پارت 𝟐𝟔 رو بخونی؟ تو کامنتاس...

آنچه گذشت؛استاد نمایش از پشت صحنه با دهان باز به آن‌ها نگاه ...

چند پارتی

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط