{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
از بس مغرور بودم
هر وقت مامانم میرفت جایی و منو با خودش نمیبرد
مثل بقیه بچه ها پشتش گریه نمیکردم و ا لتماس نمیکردم ...
ولی به محضی که میرفت میترکیدم از گریه ....


بزرگ تر که شدم رفتنای زیادی رو دیدم ،
چیزای زیادی رو از دست دادم
اما هرگز برای داشتنشون التماس نکردم
ولی شبای زیادی تو تنهایی اشک ریختم و حسرت خوردم ....

هنوزم همونم !!!!!!!!
هرگز برای داشتن و نگه داشتن چیزی یا کسی ا لتماس نمیکنم .



فقط بی صداااااااااااااا ............................
دیدگاه ها (۱)

مثلا وقتی بارداری و باهاشون دعوا میکنی مقصر اونا هستن اما قب...

تکپارتی جونگ کوک

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

مافیای من

تکپارتی/تولدت مبارک گلدن مکنه

فیک تهیونگ

P13بعد کریسمس اولین روزش بود که به مدرسه و کمپانی میرفت،درطو...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

من چجوری میتونم باور کنم که انقد زود ۲۹ سالت شد؟؟ چجوری باور...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط