تک پارتییییی (همشون شدن تک پارتی🗿🤲🏻)از زنیتسو و نزوکو✨

تک پارتییییی (همشون شدن تک پارتی🗿🤲🏻)از زنیتسو و نزوکو✨
نزوکو همانطور که در میان شکوفه های ساکورا قدم میزد،به زنیتسو فکر میکرد که ناگهان با صدایی رشته افکارش پاره شد:نزوکو چانننن!!وایساااا
(اینجا نزوکو اون بامبوئه تو دهنش نیست)
نزوکو لبخند ریزی زد و وایساد: زنیتسووو..بدو بریم دیگه..خیلی برای پیک نیک امروز ذوق دارمم!!
زنیتسو سبد مخصوص وسایل پیک نیک رو تو دستش گرفت و دنبال نزوکو به راه افتاد.نزوکو چند متر جلوتر جایی سر سبز را نشان داد و گفت: زنیتسو بیا اونجااا
زنیتسو چاره ای جز اطاعت نداشت،بعد از اینکه زیر اندازشون رو انداختن و مستقر شدن،زنیتسو به تته پته افتاد::نزوکو چاننن.. چیزه...آمم من دوست دارمم
(زنیتسویی را مشاهده میکنیم که گوجه شده)
نزوکو خنده ی کیوتی کرد و نزدیک زنیتسو شد و آروم لبهاشو روی لبهای زنیتسو گذاشت..
تامام🗿🤲🏻
حمایتا کمه هاااا😢😔
دیدگاه ها (۸)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط