{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا…

خدایا…
من دیگر از تو چیزی نمی‌خواهم،
جز اینکه آن‌قدر دستم را بگیری
که هر جا بردی،
دلم نپرسد چرا…
فقط بداند
بهترین جایی‌ست که می‌توانست باشد. 🤍
دیدگاه ها (۰)

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

اندوه تمام نمی‌شود!تو آن قدر وسیع می‌شوی،که اندوه در تو گم م...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

آن خالِ گوشه‌ی چشمت برای من یک نقطه نیست؛ نشانیِ جایی‌ست که ...

تاریکی ترسناک نیست...گاهی تاریکی، امن‌ترین جایی‌ست که می‌شود...

آن‌قَدَر خوبی که در واژه نمی‌گنجم تو راوسعت مهرتمرا تا بی‌ک...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط