Nineteen

📸 دکمه ی شاتر
پارت نوزده :

شرایط هایی که گفتم را نیز در قرار داد آورده بودم .
رادمهر شروع به خواندن کرد .
ـ بند یک ؛ پول در خانه .... اینو که گفت ! ... بند دو ؛ خشونت .... اینم گفت ... بند سه ... ماشینمو باید برمم کارواش بشورم ، اینجا نمیشه ... بند چهار ؛ در صورتی اینکه دیگری حضور نداشت و قصد حمام داشتیم ، باید به طرف دیگر پیام بدیم .... بند پنج ، صبحونه درست کردن با منه ؟
سرم را بالا پایین کردم .
ـــ تو اجاره نمیدی خب !
ــــ میگم من صاحب خونه ام !
ـــ نوچ . مستأجر اجباری و زوری !
ـــ قبول نیست ، من آشپزی بلد نیستم !
سجاد سرفه ای ساختگی کرد .
ـــ پس چطوری رستوران داری ؟
رادمهر داد زد .
ـــ سجاد !
سجاد خندید و گفت : چیه ؟
رادمهر سرش را نا امید تکان داد .
ـــ با وجود تو ، دشمن برام دوست حساب میشه .
سرم را کج کردم .
ـــ قبوله یا نه ؟
ـــ نه .
ـــ پس برو بیرون .
ـــ نمیرم . قبولم نمیکنم .
ـــ باشه . پس وایسا یه لحظه چایی بیارم .
ـــ نه ، خانم سمیعی . خواهش میکنم . رادمهر قبول می‌کنه .
به سجاد نگاه کردم . اه، دوباره این ، کار من را خراب کرد ! نگذاشت من کرم بریزم !
ـــ سجاد !
ـــ بند بعدی چیه ، رادمهر ؟
رادمهر به فرشاد نگاه کرد و شروع کرد به خواندن بند شش .
ـــ شستن دستشویی و حمام همیشه با طرف دوم است ؟
سرش را بالا آورد و شاکی پرسید : من بشورم ؟
سرم را کج کردم و شیطون گفتم : جفتشون باهمن، کارت راحته .
و لبخند زدم .
پلک هایش از شدت حرص پرید . دندان قروچه ای کرد و تصمیم گرفت که بحث نکند .
ـــ بند هفت ؛ هردو طرف با هم خانه را تمیز میکنن . بند بالا در این بند صدق نمیکند .
نگاهی شاکی به من کرد . شروع کرد به داد زدن .
ـــ هم توالت بشورم ، هم خونه تمیز کنم ؟ تو پس چیکار می‌کنی ؟
من هم بر سرش جیغ زدم .
ـــ کوری نوشتم هر دو طرف. بعدشم من میخوابمو به تو هم ربطی نداره ! خرمگس توالت شور !
رادمهر خواست داد بزند ولی ناگهان فرشاد و سجاد از خنده بر روی زمین پهن شدند .
ــــ وای رادمهر ، این خیلی خوبه !
سرم را ناامید تکان دادم ، این ها خل هستند .
................................
🌿ممنون که قدم دیگری را در دنیای آدم‌های من گذاشتید.🦋
مشتاق حمایت های شما هستم .🩵🌙
دیدگاه ها (۰)

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهشتم 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

چند پارت

ادامه ی پارت ۱۹۵

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_50فصل بیست‌ودوم...

LESSON

پارت ۲۴ چند روز بعد، رابطه‌ی من و تهیونگ دوباره وارد مرحله‌ی...

چند پارتی جیمین پارت هشتم

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 31بعد از اینکه از بازار بیرون آمدند،...

چند پارتی بازیچه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط