ز دستـــم بــر نمی‌خیــــزد

ز دستـــم بــر نمی‌خیــــزد
کـه یک دم بی تـو بنشینم

بجـــز رویت نمی خواهـم
کـــه روی دیگـــری بینـــم

مــــن اول روز دانستـــــم
کــه با شیـــرین در افتادم

که‌چون فرهاد باید شست
دست از جـــان شیـــرینـم

بــرآی ای صبح مشتاقان
اگـــر نــزدیک روز آمــــد

که بگرفت این شب یلدا
ملال مـــاه و پـــروینـــم

#سعدی
دیدگاه ها (۵)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

Two

Custom bride part : 13

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

چند پارتی بازی ممنوع

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینمبجز رویت نمی‌خواهم ک...

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینمبجز رویت نمی‌خواهم ک...

ز دستـــــم بر نمی خیـــــزدکه یــــک دم بی تــــو بنشینمبجـ...

زدستم برنمی‌خیزد که یکدم بی تو بنشینم به جز رویت نمی‌خواهم ک...

ز دستـــم بــر نمی‌خیــــزد کـه یک دم بی تـو بنشینمبجـــز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط