غزلی تازه همینم کافیست
غزلی تازه همینم کافیست
تومرا باز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟
گاه گاهی, که کنارت بنشینم کافیست
گله ای نیست منو فاصله ها هم زادیم
گاهی از دور تو را خووووب ببینم کافیست
آسمانی,تو در آن گستره خورشیدی کن
من همینقدر که گرم است زمینم کافیست
من همینقدر که با حالو هوایت گه گاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا خووب ترینم کافیست...
(محمد علی بهمنی)
تومرا باز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟
گاه گاهی, که کنارت بنشینم کافیست
گله ای نیست منو فاصله ها هم زادیم
گاهی از دور تو را خووووب ببینم کافیست
آسمانی,تو در آن گستره خورشیدی کن
من همینقدر که گرم است زمینم کافیست
من همینقدر که با حالو هوایت گه گاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا خووب ترینم کافیست...
(محمد علی بهمنی)
- ۸۲۹
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط