#آفتاب_در_حجاب

#آفتاب_در_حجاب
#قسمت_سیزدهم


💠 شمر، شمشیر را به قصد کشتنت فراز می آرد و تو چشمانت را می بندی تا آرامش آغوش خدا را با همه وجودت بچشی...

🔷 اما... اما انگار هنوز هستند کسانی که واقعه ای این چنین را بر نمی تابند.

🔷 یک نفر که واقعه نگار جبهه دشمن است، پا پیش می گذارد و بر سر شمر نهیب می زند که:

🔺 هر چه تا به این جا کرده اید، کافی است. این دیگر در قاموس هیچ بنی بشری نیست.

🔷 و دیگری، زنی است از قبیله ی بکربن وائل. با شمشیر افراشته پیش می آید، مقابل همسر و همدستانش در جبهه دشمن می ایستد و فریاد می زند:

🔻 کشتن پسر پیامبر بس نبود که بر کشتن زنان حرم و غارت خیام او کمر بسته اید؟



💠 همسرش او را به توصیه ی دیگران مهار می کند و به درون خیمه اش می فرستد.

🔷 اما این بلوا و بحث و جدل، ابن سعد را به معرکه می کشاند. ابن سعد، سیاس تر از این است که جو عمومی را بر علیه خود بر انگیزد و جبهه ی خود را به آشوب و بلوا بکشاند.

🔷 از سویی می بیند که این حال و روز سجاد، حال و روز جنگیدن نیست و از سوی دیگر او را کاملا در چنگ خود می بیند. آن چنان که هر لحظه اراده کند، می تواند جانش را بستاند.

🔷 پس چرا بذر تردید و تفرقه را در سپاه خویش بپاشد؟ فریاد می زند:

🔴 دست بردارید از این جوان مریض!



💠 تو رو به ابن سعد می کنی و می گویی:

🔶 شرم ندارید از غارت خیام آل الله؟

🔷 ابن سعد با لحنی که به از سر وا کردن بیشتر می ماند، تا دستور، به سپاه خود می گوید:

🔴 هر که هر چه غنیمت برداشته، بازگرداند.

🔷 دریغ از آن که حتی تکه مقنعه ای یا پاره معجری به صاحبش باز پس داده شود.

🔷 ابن سعد، افراد لشکرش را به کار جمع آوری جنازه ها و کفن و دفنشان می گمارد و این فرصت است برای تو که به سامان دادن جبهه ی خودت بپردازی.

#یارب_به_فضل_واحسان_تغییرده_قضارا #و_أکثروا_الدعاء_بتعجیل_الفرج_فإن_ذلک_فرجکم #بخوان_دعای_فرج#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است#حیا#حجاب#اللهم_لعن_سقیفه#اللهم_لعن_الجبت_و_الطاغوت #با_ادب_باشیم #صلوات #مناجات #زندگی_خوب #انتقام_سخت #رمضان #عکس_نوشته #بخون #تلنگر #مهدویت #فاطمیه #مذهبی #شهادت #شهدا #محرم #غدیر #ولایت #امامت #قرآن_کریم #برائت #تولی #ظهور #دعای_فرج #هنر_زندگی #اهل_بیت #ثقلین #رافصی#علمدار_نیامد #اربعین #زیارت #فرهنگی #تربیتی #ویسگون #نور #ظلمت #وحدت #حدیث #شبهه#ashura #ما_بیخیال_سیلی_مادر_نمیشویم #علی_علی
🆔@bagheban
دیدگاه ها (۱)

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

p6

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

📚#افتاب_در_حجاب♥️#ادامه_قسمت38 و یا تو و او هر دو را مى کشد ...

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_سیزدهم💠 سکینه را که خود مجروح و غم دیده ...

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_ششم🌱 عصر روز نهم محرم است. 🌑 شمر به عمر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط