این بار طوفانی به سوی دشت، عازم بود

این بار طوفانی به سوی دشت، عازم بود
سهم حسن از کربلا، غوغای  قاسم بود

پیراهن اش غارت شد اما این که چیزی نیست
وقتی که انگشت عمو هم از غنائم بود


التماس.دعا...
دیدگاه ها (۱)

‌‌این شعر به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام حسن علیه‌السلام خ...

وقتی یک بسته قرص و داروی شیمیایی قیمت جان یک انسان می‌شود، د...

نوکرتم یا خانم فاطمه زهرا سلام الله علیه

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خدا...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خدا...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

🖤کار تنش زیاد ولی وقت من کم استیک شب برای شست و شوی این بدن ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

یکی از چندین پست با کپشن کپی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط