.PRISON MAFIA.

ویو کوک

زنگ زدم به جنیل
کوک: الو
جنیل: الو شما؟
کوک: منم جئون جونکوک سیوم نداشتی
جنیل: نه سیو نداشتم یادم رفت
(کوک اعصبانی شد)
کوک: اوکی فقط میخواستم ببینم برای امشب میاین باهم شام بخوریم
جنیل: آره وقتم آزاده
کوک: خب من 8:30 میام دنبالتون
جنیل: نه خودم میام لکیشن بفرست تازه کتتم میارم
کوک: باشع میبینمتون

ویو کوک



5:00 ساعت
چون قرار بود با مامانم اینام برم بیرون زودتر آماده شدم رفتم دوش گرفتم موهامو خشک کردم لباس پوشیدم و ادکلن زدم سوار ماشین شدم و به رستورانی که مامانم رزرو کرده بود رفتم خالم مامانم و یونا بودن
کوک: سلام به همگی
خاله: سلام پسره پهلونم
مامانش: خوش اومدی پسرم بشین پیش یونا
جونکوک نشست
یونا: سلام جونکوک چطوری (معسوم و خجالتی)
یونا: خوشتیپ شدی
کوک: سلام ممنونم (سرد)
کوک: خب غذا سفارش بدیم
مامانش: پسرم بزار برسی
کوک: اخه گشنمه (دروغ میگه میخواست زود تر تموم شه)
یونا: باشه کوکی رو گشنه نزاریم
خاله: انگار کوک فقط اجازه میده یونا بهش بگه کوکی
جونکوک(خندید)
تو ذهنش: درد
یونا: کوکی چی بخوریم
کوک: نمیدونم من خودم استیک میخوام
یونا: خب منو تو تو یه بشقاب غذا بخوریم
کوک: میخوای برات جدا بگیرم
یونا: نه تو بشقاب بیشتر خوشمزست
مامان و خاله: اوووووو
غذا ها اومد و یونا شروع کرد به عشوه اومد
کوک: من غذام تموم شد برم
یونا: کجاا
کوک: با یکی قرار دارم
یونا: دخترهههه
کوک: آره دیر برسم ناراحت میشه
یونا: ایییی مامان حالم خوب نیست داره سرم گیج میره کوکی تروخدا بریم بیمارستان
مامان پسرمم ببرش بیمارستان

تمااااااااام
دیدگاه ها (۳)

P7 .PRISON MAFIA.

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

P8 .MY GOOD MISTAK.

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

پارت ۲۳

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

وقتی پریود بودی و.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط