از روز اول هم تو را باور نکردم
از روز اول هم تو را باور نکردم
چون خوانده بودم دست تو، لب تر نکردم
خواهی نخواهی بازیام دادی، ولی من
هرگز تو را این نکته یادآور نکردم
یک بار نه! صد بار هم از تو برنجم...
چون شیوهات تکرار شد، نوبر نکردم
بس نقش بازی کردهای با من به رندی...
من اعتمادی بر تو بازیگر نکردم
گفتم برایم تب کنی، میمیرم از شوق
دیدم میسر نیست! شور و شر نکردم
من سالهای سال پایت ایستادم...
یک لحظه حتی بیخیالت سر نکردم
آخر چگونه میتوانی بگذری عشق!
وقتی که با تو، بد از این منظر نکردم
با اینکه میدانم مرا از یاد بردی
من باز هم یاد تو را پرپر نکردم
گر بیطرف هستی، بیا و داوری کن...
جز تو کسی را بین ما داور نکردم
چون خوانده بودم دست تو، لب تر نکردم
خواهی نخواهی بازیام دادی، ولی من
هرگز تو را این نکته یادآور نکردم
یک بار نه! صد بار هم از تو برنجم...
چون شیوهات تکرار شد، نوبر نکردم
بس نقش بازی کردهای با من به رندی...
من اعتمادی بر تو بازیگر نکردم
گفتم برایم تب کنی، میمیرم از شوق
دیدم میسر نیست! شور و شر نکردم
من سالهای سال پایت ایستادم...
یک لحظه حتی بیخیالت سر نکردم
آخر چگونه میتوانی بگذری عشق!
وقتی که با تو، بد از این منظر نکردم
با اینکه میدانم مرا از یاد بردی
من باز هم یاد تو را پرپر نکردم
گر بیطرف هستی، بیا و داوری کن...
جز تو کسی را بین ما داور نکردم
- ۱.۸k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط