همسر غیره منتظره

سلاممم اومدم با ای پارت دیگه
:
:
:
پایان فلش بگ
ا/ت تو اتاقش بود خیلی تعجب کرده بود
و بعد چند دقیقه ا/ت خوابش برد

ویو جونکوک
دیدم رفت تو اتاقش منم بعد رفتم به اتاقم ویسکی رو ریختم
تو لیوان و ای یخ گذاشتم توش و نشستم رو کاناپه و به اتفاقت امروز فکر کردم و بعد رفتم پشت میز کارم نشستم و کار هام رو انجام دادم و اسناد رو برسی کردم و چک کردم که امروز محموله ها رسیدن یا نه و بعد کار از اتاق کارم رفتم بیرون رفتم تو اتاق خوابم و از دوربین ها که یکم اتاق ا/ت رو نشون میداد
نگا کردم دیدم خوابیده
نمیدونم چرا از وقتی اومده ای حس عجیب دارم
.....
فلش بگ فردا صبح(ویو ا/ت)
با آلارم تلفنم از خواب بیدار شدم ساعت ۶:۲۰دقیقه بود باید آماده میشدم میرفتم مدرسه
رفتم سرویس وکار های لازم رو انجام دادم و اومدم بیرون و
موهام رو مرتب کردم ای میکاپ کردم و بعد رفتم پایین
دیدم اجوما داره صبحونه درست میکنه رفتم پیشش وقتی منو دید گفت
عه.. بیدار شدی عزیزم
گفتم
_بله...
تا میخواستم ازش بپرسم فرم مدرسه من کجاست
گفت
عزیزم فرم مدرست رو گذاشتم تو اتاقت دیشب وقتی رفتم اتاقت رو تمیزکردم لباست رو گذاشتم تو کمد لباست
بیا صبحونه بخور و برو لباست رو بپوش
ا/ت صبحونه خورد و بعد رفت مدرسه و....
پایان این پارت
دیدگاه ها (۰)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

عشق بی پایان

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط