❤ ️

❤ ️

به پنج شنبه که میرسیم
جاے خالے ها
خودشان یکےیکے
ردیف میشوند ؛

یکے دیگر نمے آید ؛
یکے از دور پیداست ؛
یکےدر قابِ عکس و
یکے هم هست، اما
انگار نیست !

#فنچ

@islamic_love
دیدگاه ها (۲)

او را نمی‌بینید، اما حضورش در هر قاب پیداست...دختری که پشت د...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

کاش خدا به هیچ‌کس غمِ از دست دادنِ عزیزش رو نده که بعدش بخوا...

عاشقانه های شبنم

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

📷🏫🎒 خانم اجازه؟! امسال ۱۶۸ نفر غایبن... 😔🥺💔👩🏻‍🏫📚 «خانم اجازه...

چون مادرت در خانه بی‌پشت و پناه استدر کودکی بایست مرد خانه ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

راز خون پارت هفتم

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_14فصل هفتم | عک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط