𓆩 پارت ۵۹ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۵۹ 𓆪 🖤

ات با نگرانی پرسید:

— جیمین، اون کیه؟

جیمین دستش را گرفت و گفت:

— کسی که نباید برمی‌گشت!

ناگهان صدای شکستن شیشه از داخل خانه بلند شد.

جیمین ات را پشت خودش پناه داد و به سمت سالن رفت.

روی زمین، پاکتی سیاه افتاده بود.

داخلش یک عکس از ات بود که پشت آن نوشته شده بود:

«این بار، معشوقه‌ات رو از دست می‌دی، پارک جیمین!»

جیمین عکس را مچاله کرد و زیر لب گفت:

— این بار اشتباه بزرگی کردی... چون به کسی دست زدی که تمام دنیای منه.
دیدگاه ها (۰)

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

dark life = 28

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🚗 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🚗╰─━━━...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ویکم 𓆪 🖤🥀اسما به سارا خیره مانده بود.ـ «...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ² 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲7کانگ جون با عجله برگشت داخل.— ر...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط