ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا،ما دهان از گله بستیم و ن
ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا،ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا ،جای "بنشین" و "بفرما", "بتمرگی" گفتند،ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز،ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا،دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست،دشمن و دوست پرستیم و چرا،چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا،ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟
- ۳.۰k
- ۳۰ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط