سناریو

وقتی میرین جنگل و گم شدین و میترسین :

نامجون : هی بیب نترس الان ازین خانم میپرسم

جین : عه براچی ترسیدی بیا بغلم ببینم که

یونگی : الان جی پی اس میزنیم نترس

هوسوک : وی خودش ترسیده 🗿

جیمین : عه ا.ت ت ک ترسو نبودی ببین من کنارتم نترس

تهیونگ : بغلت میکنه و میگه : چیزی نیست زود میریم خونه بهت قول میدم

جونگ کوک : نترسیااا الان زنگ میزنم ب هیونگا بیان نجاتمون بدن
دیدگاه ها (۲)

سناریو: وقتی دارین با هم فیلم ترسناک میبینین و از ترس بغلشون...

*پارت حدف شده

(☆اون مال منه☆) پارت ¹⁹

³³ساعت ۶ (ب.ظ) از مطبم رفتم بیرون ماشین جونگکوک دیدمبا خوشحا...

Love in the dark④در حال آماده کردن نوشیدنی بودم که یکی اومد ...

هاناکو وابسته به توالت

𝘱𝘢𝘳𝘵 14اربابِ-اجباریه‌منساعت ۲ نصف شب بود..سولنان پاشد و دید...

پارت۲۰(pure love)

فن فیکشن از جین ۳

پارت ۲۹ _: یه ماشین سد راهم شد پیاده شدم دیدم همون پسر عموی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط