تاریخ کوتاه ایران و جهان-819 (ویرایش 2) هفتمین جنگ عرب - روم
تاریخ کوتاه ایران و جهان-819 (ویرایش 2) هفتمین جنگ «عربهای مدینه» با «امپراتوری روم خاوری» : جنگ "چمنزار دیبا" (مراج الدیباج)
___________________________________
پیامد (نتیجه) : شکست سپاه رومی از سپاه «عربهای مدینه»
___________________________________
در ماه سپتامبر سال 634 ز. {زادروزی}(میلادی) ، هنگامیکه زورگیری (تسخیر) شدن شهر دمشق بدست سپاه «عربهای مدینه» ، بسیار نزدیک شده بود ؛ مردم دمشق و سپاه این شهر ، توانستند از دست این عربها بگریزند ؛ و خودشان را به 200 کیلومتری فراز (شمال) «دمشق» برسانند . در این هنگام ، باران بسیار تندی ، باریدن گرفت ؛ و پایابراین (بنابراین) ، چند بازرگان دمشقی ، که طاقههای پارچههای ابریشمی خود را بهمراه خود آورده بودند ، ناچار شدند که آنها را روی چمنزار رها کنند ، و همراه دیگر مردم ، به زیر بیرونزدگیهای سنگی بروند ، تا از خیس شدن خود ، جلوگیری کنند.
یکی از مانایان (ساکنین) دمشق ، بنام «یونس» ، که یونانی بود و به خبرچینی (جاسوسی) کردن برای «خالد ابن ولید» روی آورده بود ؛ و به سپاهیان «عربهای مدینه» کمک کرده بود که در پایان یک ماه پیرابندی (محاصرهء) ، به درون شهر دمشق راه یابند ؛ این پیراچگونی (اوضاع) کاروان دمشقیها را به آگاهی «خالد ابن ولید» رساندند ؛ و خالد ، بیدرنگ (فورا) به سوی این کاروان تاخت (1).
آن کاروانیانی که توان (قدرت) تنی (بدنی) خوبی داشتند ، گریختند ؛ ولی آنهائی که نتوانسته بودند بگریزند ، اگر مرد یا پیرزن بودند ، بدست سپاه «عربهای مدینه» کشته شدند ، و اگر هم که زن جوان ، دختر ، یا پسربچه بودند ، به کنیزی و بردگی برده شدند ؛ و طاقههای پارچههای ابریشمی بجامانده در آنجا را نیز ، به تاراج برده شدند (1).
از آنرو که طاقه های پارچههای ابریشمی بازرگانان دمشقی ، بر روی چمنزار ، افتاده بودند ؛ نام این جنگ را "چمنزار دیبا" (مراج الدیباج) گذاشتند (1).
گستردهگوئی (توضیح) دربارهء همپیمانی هراکلیوس با عربها ، برای نابودسازی «شاهنشاهی ایران ساسانی»
____________________________
هراکلیوس ، امپراتور «امپراتوری روم خاوری» ، با عربها همپیمان شده بود ، تا «شاهنشاهی ایران ساسانی» را نابود کند ؛ ولی از آنرو که این پیمان (قرارداد) ، بسیار اهریمنی (شرورانه) بود ، و میباید که از چشم و گوش همهء مردم آن هنگام جهان و از «تاریخ» ، پنهان میماند ؛ پایابراین هراکلیوس ، نگذاشت که چیزی از این پیمان ، به گوش دیگر فرپیشهداران (مقامات) «امپراتوری روم خاوری» ، همچون جانشینش (ولیعهدش) ، استانداران و فرماندهان ارتشی (نظامی) برسد ؛ و بواژگانی (بعبارتی) دیگر ، تنها خود هراکلیوس و یکی دو تن از سران عرب ، از این پیمان آگاهی داشتند . بر پایهء این پیمان ، هراکلیوس پذیرفت که به استانهای جایداشته در سرزمین «لوانت» و «فراز (شمال) آفریقا» ، «سپاههای کمکی» و «پول» و «جنگافزار» (اسلحه) نفرستد ؛ تا عربها بتوانند به آسانی ، استانهای جایداشته در «لوانت» و «فراز (شمال) آفریقا» را زورگیری (تسخیر) کنند ؛ و از گنجینههای «زر» (طلا) ، «سیم» (نقره) و «گوهرسنگهای» (جواهرات) این استانها برای زورگیری (تسخیر) کردن «ایران ساسانی» ، بهره ببرند ؛ و نیز ، به سرنام (به عنوان) پاداش ، بخشی از گنجینهها را برای خود بردارند . برای آشنائی بیشتر با این پیمان شوم میان هراکلیوس و عربها ، فرستهء (پست) زیر را بخوانید:
https://m.wisgoon.com/pin/31066662
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Maraj-al-Debaj
___________________________________
پیامد (نتیجه) : شکست سپاه رومی از سپاه «عربهای مدینه»
___________________________________
در ماه سپتامبر سال 634 ز. {زادروزی}(میلادی) ، هنگامیکه زورگیری (تسخیر) شدن شهر دمشق بدست سپاه «عربهای مدینه» ، بسیار نزدیک شده بود ؛ مردم دمشق و سپاه این شهر ، توانستند از دست این عربها بگریزند ؛ و خودشان را به 200 کیلومتری فراز (شمال) «دمشق» برسانند . در این هنگام ، باران بسیار تندی ، باریدن گرفت ؛ و پایابراین (بنابراین) ، چند بازرگان دمشقی ، که طاقههای پارچههای ابریشمی خود را بهمراه خود آورده بودند ، ناچار شدند که آنها را روی چمنزار رها کنند ، و همراه دیگر مردم ، به زیر بیرونزدگیهای سنگی بروند ، تا از خیس شدن خود ، جلوگیری کنند.
یکی از مانایان (ساکنین) دمشق ، بنام «یونس» ، که یونانی بود و به خبرچینی (جاسوسی) کردن برای «خالد ابن ولید» روی آورده بود ؛ و به سپاهیان «عربهای مدینه» کمک کرده بود که در پایان یک ماه پیرابندی (محاصرهء) ، به درون شهر دمشق راه یابند ؛ این پیراچگونی (اوضاع) کاروان دمشقیها را به آگاهی «خالد ابن ولید» رساندند ؛ و خالد ، بیدرنگ (فورا) به سوی این کاروان تاخت (1).
آن کاروانیانی که توان (قدرت) تنی (بدنی) خوبی داشتند ، گریختند ؛ ولی آنهائی که نتوانسته بودند بگریزند ، اگر مرد یا پیرزن بودند ، بدست سپاه «عربهای مدینه» کشته شدند ، و اگر هم که زن جوان ، دختر ، یا پسربچه بودند ، به کنیزی و بردگی برده شدند ؛ و طاقههای پارچههای ابریشمی بجامانده در آنجا را نیز ، به تاراج برده شدند (1).
از آنرو که طاقه های پارچههای ابریشمی بازرگانان دمشقی ، بر روی چمنزار ، افتاده بودند ؛ نام این جنگ را "چمنزار دیبا" (مراج الدیباج) گذاشتند (1).
گستردهگوئی (توضیح) دربارهء همپیمانی هراکلیوس با عربها ، برای نابودسازی «شاهنشاهی ایران ساسانی»
____________________________
هراکلیوس ، امپراتور «امپراتوری روم خاوری» ، با عربها همپیمان شده بود ، تا «شاهنشاهی ایران ساسانی» را نابود کند ؛ ولی از آنرو که این پیمان (قرارداد) ، بسیار اهریمنی (شرورانه) بود ، و میباید که از چشم و گوش همهء مردم آن هنگام جهان و از «تاریخ» ، پنهان میماند ؛ پایابراین هراکلیوس ، نگذاشت که چیزی از این پیمان ، به گوش دیگر فرپیشهداران (مقامات) «امپراتوری روم خاوری» ، همچون جانشینش (ولیعهدش) ، استانداران و فرماندهان ارتشی (نظامی) برسد ؛ و بواژگانی (بعبارتی) دیگر ، تنها خود هراکلیوس و یکی دو تن از سران عرب ، از این پیمان آگاهی داشتند . بر پایهء این پیمان ، هراکلیوس پذیرفت که به استانهای جایداشته در سرزمین «لوانت» و «فراز (شمال) آفریقا» ، «سپاههای کمکی» و «پول» و «جنگافزار» (اسلحه) نفرستد ؛ تا عربها بتوانند به آسانی ، استانهای جایداشته در «لوانت» و «فراز (شمال) آفریقا» را زورگیری (تسخیر) کنند ؛ و از گنجینههای «زر» (طلا) ، «سیم» (نقره) و «گوهرسنگهای» (جواهرات) این استانها برای زورگیری (تسخیر) کردن «ایران ساسانی» ، بهره ببرند ؛ و نیز ، به سرنام (به عنوان) پاداش ، بخشی از گنجینهها را برای خود بردارند . برای آشنائی بیشتر با این پیمان شوم میان هراکلیوس و عربها ، فرستهء (پست) زیر را بخوانید:
https://m.wisgoon.com/pin/31066662
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Maraj-al-Debaj
- ۱.۹k
- ۱۱ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط