یادتان هست؟!

یادتان هست؟!
آن وقت‌ها که کسی بلند بلند حرف میزد یا شروع به نصیحت میکرد، یا کمی زیر لب زمزمه‌اش به گوشمان میرسید، دستانمان را مُشت میکردیم و نزدیک دهانش می‌آوردیم که مثلا میکروفون است؟!
این روزها نیازمندیم...به یک دست مشت کرده زیر دهان‌مان که مُدام بگوییم «دوستت دارم» و به گوش کسانی که لایق شنیدن این جمله هستند، برسد!
نیازمندیم به یک میکروفون دستی مشت شده زیر لب‌هایمان تا خجالت نکشیم از ابراز احساساتمان...
کاش آن یکی که دستش را مُشت میکند زیر لب‌هایمان،خودِ خودِ دوست داشتنی‌اش باشد...که بعد گونه‌اش را ببوسیم و بگوییم:
«خودت را میگویم لعنتی...از تمام دنیا فقط تو را دوست دارم...»
#سیاه_سغید
دیدگاه ها (۱۶)

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۶چرا؟ +_... نمیدونم...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

𝖕𝖆𝖗𝖙12سوهو همان شب دوباره سراغش آمد.مارال در اتاقش بود. داشت...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

چند پارتی بازی ممنوع

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

تصادف با ماشین باجی.

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط