#دختر_ردیف_اخر
#دختر_ردیف_اخر
ژانر: مدرسهای | گنگ | رفاقتی | کمدی
پارت دوم: روی صحنه
روز جشن، ات زودتر از بقیه به مدرسه رسید و فهمید تجهیزات موسیقی سالن خراب شده. اجرای اونها فقط چند ساعت دیگه شروع میشد!
نامجون دستش رو روی سرش گذاشت.« عالی شد! حالا باید کل جشن رو لغو کنیم؟» ات لپتاپش رو باز کرد. « نه ولی باید از اول تنظیمش کنیم. جونگکوک، کمکم کن.»
جونگکوک که هنوز فکر میکرد آهنگهای ات زیادی تجاریان، کنار دستش نشست.
دو ساعت تمام با هم کار کردن و بالاخره موسیقی آماده شد. جیمین و تهیونگ تمرین رقص رو هماهنگ کردن، هوسوک ترتیب اجرا رو تغییر داد و جین هم با شوخیهاش نذاشت کسی از استرس کلافه بشه.( نویسنده: بچه فقط کارش شوخیه😁)
لحظاتی قبل از اجرا، ات متوجه شد همون افراد دوباره بیرون سالن دیده شدن.
این بار بهجای فرار کردن یا پنهان کردن موضوع، با مسئولان مدرسه تماس گرفت و ماجرا رو گزارش داد. افراد مزاحم اجازهی ورود پیدا نکردن و جشن طبق برنامه شروع شد.
وقتی نوبت اجرای گروه رسید، ات همراه هفت پسر روی صحنه رفت.
اجرای خوبی انجام دادند و از کارشون راضی بودن.
بعد از اجرا، جونگکوک میکروفون رو گرفت و گفت:« خب، اعتراف میکنم آهنگهاش اونقدرها هم بد نیستن!»
ات میکروفون رو ازش گرفت. «چه افتخاری! تأییدیهی کارشناس موسیقی مدرسه رو گرفتم!»
همه خندیدن
اون شب، وقتی جشن تموم شد، هشت نفر توی حیاط مدرسه نشسته بودن و دربارهی خرابکاریهای روزشون حرف میزدن.
ات بهشون نگاه کرد و گفت: «فکر نمیکردم از یه مدرسهی معمولی خوشم بیاد.»
یونگی جواب داد: «ما هم فکر نمیکردیم با یه آیدل اینقدر دردسر داشته باشیم.»
ات لبخند زد.
برای اولین بار بعد از مدتها، لازم نبود بین آیدل بودن و خود واقعیاش یکی رو انتخاب کنه.
#بی_تی_اس
#چند_پارتی
ژانر: مدرسهای | گنگ | رفاقتی | کمدی
پارت دوم: روی صحنه
روز جشن، ات زودتر از بقیه به مدرسه رسید و فهمید تجهیزات موسیقی سالن خراب شده. اجرای اونها فقط چند ساعت دیگه شروع میشد!
نامجون دستش رو روی سرش گذاشت.« عالی شد! حالا باید کل جشن رو لغو کنیم؟» ات لپتاپش رو باز کرد. « نه ولی باید از اول تنظیمش کنیم. جونگکوک، کمکم کن.»
جونگکوک که هنوز فکر میکرد آهنگهای ات زیادی تجاریان، کنار دستش نشست.
دو ساعت تمام با هم کار کردن و بالاخره موسیقی آماده شد. جیمین و تهیونگ تمرین رقص رو هماهنگ کردن، هوسوک ترتیب اجرا رو تغییر داد و جین هم با شوخیهاش نذاشت کسی از استرس کلافه بشه.( نویسنده: بچه فقط کارش شوخیه😁)
لحظاتی قبل از اجرا، ات متوجه شد همون افراد دوباره بیرون سالن دیده شدن.
این بار بهجای فرار کردن یا پنهان کردن موضوع، با مسئولان مدرسه تماس گرفت و ماجرا رو گزارش داد. افراد مزاحم اجازهی ورود پیدا نکردن و جشن طبق برنامه شروع شد.
وقتی نوبت اجرای گروه رسید، ات همراه هفت پسر روی صحنه رفت.
اجرای خوبی انجام دادند و از کارشون راضی بودن.
بعد از اجرا، جونگکوک میکروفون رو گرفت و گفت:« خب، اعتراف میکنم آهنگهاش اونقدرها هم بد نیستن!»
ات میکروفون رو ازش گرفت. «چه افتخاری! تأییدیهی کارشناس موسیقی مدرسه رو گرفتم!»
همه خندیدن
اون شب، وقتی جشن تموم شد، هشت نفر توی حیاط مدرسه نشسته بودن و دربارهی خرابکاریهای روزشون حرف میزدن.
ات بهشون نگاه کرد و گفت: «فکر نمیکردم از یه مدرسهی معمولی خوشم بیاد.»
یونگی جواب داد: «ما هم فکر نمیکردیم با یه آیدل اینقدر دردسر داشته باشیم.»
ات لبخند زد.
برای اولین بار بعد از مدتها، لازم نبود بین آیدل بودن و خود واقعیاش یکی رو انتخاب کنه.
#بی_تی_اس
#چند_پارتی
- ۱۹۹
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط