Sahand Iranmehr
Sahand Iranmehr
دیدم این روزها مملکت تو موود "دیپلماسی و پلتیک خردمندانه" است، گفتم گریزی به تاریخ بزنم:
محترمی می گفت:"راستی ظهیر الدوله خوب کردی از راه تبریز نیامدی!" گفتم:چرا ؟"گفت:" برای آنکه نمی توانستی گدایی مردم را به این درجه ببینی به خصوص بیچارگی اهل خمسه را که غالبا لخت و بی ساتر عورت، گدایی می کنند و برای سدّ جوع از داخل پهن اسب عابرین، جو برمی چینند و می خورند و عجیب که سالار الدوله به جای آنکه پدر رعیت باشد، شصت و پنج هزارتومن به این مردم مالیات بسته بود که به سلامتی، در تهران تفرجگاه بسازند. هیچ کس از رجال، این درد ها را به شاه نمی گفت و به جایش تملق و چاپلوسی می کرد، چون در ایران رسم است که دولتی ها به جای بیان صریح حرف مردم، تملق پادشاه را بکنند برا ی بقای خود و اسمش را می گذارند: پلتیک خردمندانه دولتی!"
"سفرنامه ظهیرالدوله " از رجال قاجار. ص 114
دیدم این روزها مملکت تو موود "دیپلماسی و پلتیک خردمندانه" است، گفتم گریزی به تاریخ بزنم:
محترمی می گفت:"راستی ظهیر الدوله خوب کردی از راه تبریز نیامدی!" گفتم:چرا ؟"گفت:" برای آنکه نمی توانستی گدایی مردم را به این درجه ببینی به خصوص بیچارگی اهل خمسه را که غالبا لخت و بی ساتر عورت، گدایی می کنند و برای سدّ جوع از داخل پهن اسب عابرین، جو برمی چینند و می خورند و عجیب که سالار الدوله به جای آنکه پدر رعیت باشد، شصت و پنج هزارتومن به این مردم مالیات بسته بود که به سلامتی، در تهران تفرجگاه بسازند. هیچ کس از رجال، این درد ها را به شاه نمی گفت و به جایش تملق و چاپلوسی می کرد، چون در ایران رسم است که دولتی ها به جای بیان صریح حرف مردم، تملق پادشاه را بکنند برا ی بقای خود و اسمش را می گذارند: پلتیک خردمندانه دولتی!"
"سفرنامه ظهیرالدوله " از رجال قاجار. ص 114
- ۱.۶k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط