سناریو تی اکس تی
سناریو تی اکس تی
وقتی از کمپانی برمیگردن میبینن عروسک خرسی بزرگمون رو بغل کردیم بخوابیدیم
سوبین:کیوتی من
یونجون:شوهر عزیزت از سر کار خسته کوفته برمیگرده به جای اینکه بیای بغلش کنی ببوسیش عروسک خرسیتو بغل کردی خوابیدی واقعا که(با صدای بلند)
تهیون:(عروسک رو از بغلت در میاره خودشو جایگزینش میکنه)
بومگیو:خرسم نشدیم
کای:(خرسو از بغلت میاره بیرون براید استایل بغلت میکنه میبره رو تخت محکم از پشت بغلت میکنه)
وقتی از کمپانی برمیگردن میبینن عروسک خرسی بزرگمون رو بغل کردیم بخوابیدیم
سوبین:کیوتی من
یونجون:شوهر عزیزت از سر کار خسته کوفته برمیگرده به جای اینکه بیای بغلش کنی ببوسیش عروسک خرسیتو بغل کردی خوابیدی واقعا که(با صدای بلند)
تهیون:(عروسک رو از بغلت در میاره خودشو جایگزینش میکنه)
بومگیو:خرسم نشدیم
کای:(خرسو از بغلت میاره بیرون براید استایل بغلت میکنه میبره رو تخت محکم از پشت بغلت میکنه)
- ۲۹.۶k
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط