{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم در بند زندانیست دراعماق...

دلم در بند زندانیست دراعماق...
که میپیچد صد ها بار صدای من به دالانی،
که نجوای سه زندانی،
شده قفل در آنجا...
اگر خواهم شوم آزاد...
نباید بشنوم نجوا و فریادی!
سه زندانی،
همی باید شوند آزاد.
که ها هستند زندانی؟
چه ها هستند زندانی؟
یکی شور و دگر احساس و نام دیگری هم عشق...
که میپیچد صدایشان میان عمق این دالان..
و بر سردرب این دالان تاریک توام از درد...
شده این جمله حک بر برگ...
به سمت دالان مرگ! ...
دیدگاه ها (۱۱)

عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنمکوتاه نف...

❇❇❇❇

معمای عجیبی استدر قلب منیامامن زندانی توام

در تمام طول تاریکیسیرسیرکها فریاد زدندماه ای ماه بزرگدر تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط