Road to Light - Return of the Empire [season ۱(آغاز) (Part۵)]

🌑𝕽𝖔𝖆𝖉 𝖙𝖔 𝕷𝖎𝖌𝖍𝖙 - 𝕽𝖊𝖙𝖚𝖗𝖓 𝖔𝖋 𝖙𝖍𝖊 𝕰𝖒𝖕𝖎𝖗𝖊🌑
🌑(راهی به سوی نور _ بازگشت امپراتوری )🌑

خیلی زود حوصلم تو اتاق سر رفت ؛ این عمارت به این بزرگی حتما باید کتاب خونه هم داشته باشه!
از اتاقم اومدم بیرون و دنبال فیون گشتم ،
_عا اینجایی فیون !
* بله ارباب ، چه کاری از دست من بر میاد ؟
_ میخواستم ببینم اینجا کتاب خانه نداره؟
* چرا ارباب ، اما الان ساعت ۸:۱۰ هست و دیر وقت !
_پنجاه دقیقه مونده هنوز ، واقعا حوصلم سر رفته! ؛ نگران نباش ، حواسم به ساعت هست ، قول میدم قبل ساعت نه تو اتاقم باشم !
* بسیار خب ، همراه من بیایین .

همراه فیون راه افتادم ، رفتیم طبقه بالایی ساختمان ، اگه اشتباه نکنم طبقه سوم عمارت بود ، یه در بزرگ بود ، فیون اون رو باز کرد .
* بفرمایین ارباب ، اینجا کتاب خانه عمارت هست ، فقط !
_ فقط چی ؟
* به هیچ وجه وارد بخش ممنوعه نشید !
_ چچرااا ؟!
* اون بخش فقط مختص خانوم هست ، هیچ کس جز ایشون اجازه ورود به اونجا رو ندارن !
_ باااشه ، حالا میتونم برم تو ؟
* البته ، بفرمایین .

وارد کتاب خونه شدم ، واااووو خدای من چه کتاب خونه با شکوه و بزرگی !
فضای بزرگ و تزئینات زیبای چوبی و سنگی ، طرح ها و کنده کاری هایی که روی چوب ها و ستون ها شده، مجسمه ها و نقاشی های زیبای سقف ، همشون حیرت آور و فوق‌العاده اَن !!!
همینطوری تو کتاب خونه حرکت میکردم ، پر از کتاب بود ، فک کنم برای اینکه یه نفر بتونه همشون رو بخونه باید هزار سال عمر کنه !
داشتم توی مسیر اصلی کتاب خونه راه میرفتم و اطراف رو نگاه میکردم که سرم به یه چیزی خورد !
اوه یه در چوبی بزرگ دیگه ، روی تابلو کنار در یه چیزی نوشته بود !
(ممنوعه ! وارد نشوید )
فک کنم اینجا همون بخش ممنوعه ای هست که فیون میگفت ، یه حسی مدام بهم میگفت که در رو باز کنم و برم تو ، خیلی دلم میخواست ببینم اون تو چیه که اونجارو تبدیل به بخش ممنوعه کرده !!
واییییییییییی خدااا ، برم ؟ نرم ؟ برم ؟! نه نباید برم اونجا !!
بیخیال امتحانش که ضرر نداره !!!
دستگیره در رو فشار دادم ،
در بسته بود ، لعنت به این شانس ، چند قدم عقب اومدم و خوب به در و دیوار اطرافش نگاه کردم ، نقش و نگار و طرح های روی در و دیوار اینجا خیلی با بقیه کتاب خونه فرق می‌کرد !!
لعنتی خیلی ذهنم رو درگیر کرده ! یعنی چی اون پشته ؟
تو فکر بودم که چشمم به ساعت خورد ، به همین زودی نیم ساعت گذشته بود !!! عجیبه ! یعنی انقدر اینجا بزرگه ؟ این چه سوالیه ، البته که هست !
رفتم و یه کتاب برداشتم سریع به طرف اتاقم راه افتادم ، باید به موقع می‌رسیدم اتاقم!

*فیون...

#𝕽𝖔𝖆𝖉_𝖙𝖔_𝕷𝖎𝖌𝖍𝖙_𝕽𝖊𝖙𝖚𝖗𝖓_𝖔𝖋_𝖙𝖍𝖊_𝕰𝖒𝖕𝖎𝖗𝖊
#داستان
#فانتزی
#عاشقانه
#جادویی
#درام
#فانتزی
#اکشن
#پادشاهی
#امپراطوری
دیدگاه ها (۶)

پارت ۲۲

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

^فرشته ای در قلمرو دشمن^part:1 ...

پارت ۱۱

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

the missing link part²⁰سوهی بدون هیچ حرفی دنبال خانم سو به ر...

عشق بی پیان

عشقی حقیقی

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط