علم نزدیکترین فرد به شاه قبل از انقلاب مرد
📌کتاب جعبه سیاه
بخش اول، وضعیت طبقه حاکم پهلوی دوم
❌نگاه عَلَم به خود و همتایانش به شدت منفی و بلکه سیاه است. وی در یادداشت هایش با ناسزاگویی و دشنام به طبقه حکومتگر(که بر تعلق خودش هم به این طبقه تاکید دارد) توجه مخاطبان را جلب کرده است. نمونه های از این عبارات گویای عمق تنفر عَلَم از دربار است:
شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۴۷:
وای که طبقه حاکمه چقدر فاسد و پلید است و چگونه انسان را تحمیق میکند و وقت انسان بی نتیجه به این شیطنت ها و پدرسوختگی ها صرف می شود.
پنج شنبه ۸ اسفند ۱۳۵۳:
صبح ملاقات های منزل، جانکاه بود. چون همه از طبقه لاشخور حاکمه بودند و هرکس به منظور جلب منفعتی آمده بود. واقعا کسل شدم.
پنج شنبه ۱۹ آذر ۱۳۵۳:
مقداری درباره روحیه مردم و به اصطلاح! رجال صحبت شد. عرض کردم خیلی کوتاه فکر و بدبخت و بیچاره هستند. تمام مسائل مملکتی را از نقطه نظر شخصی قضاوت می کنند. اگر کارشان روبه راه باشد همه چیز خوب است و اگر نباشد همه چیز بد است. فرمودند متاسفانه همین طور است. ولی چه کنیم؟ آدم نداریم! عرض کردم راست است از پدرتان شاهنشاه فقید، خواستید خاطره بنویسند، فرمودند، چه بنویسم؟ من یک سرپوش طلا روی یک ظرف گه بودم، می خواهید این سرپوش برداشته شود؟البته این عقیده درباره هیئت حاکمه بود نه مردم ایران. هیئت حاکمه که خودم هم باشم، واقعا گه است، خندیدند، فرمودند: این طورها نبود ولی در همین حدود بود!
📚کتاب جعبه سیاه، صفحه ۲۱ تا ۲۴
#پهلوی
#شاه
#پهلوی_دیکتاتور_بدون_روتوش
#کتاب_جعبه_سیاه
بخش اول، وضعیت طبقه حاکم پهلوی دوم
❌نگاه عَلَم به خود و همتایانش به شدت منفی و بلکه سیاه است. وی در یادداشت هایش با ناسزاگویی و دشنام به طبقه حکومتگر(که بر تعلق خودش هم به این طبقه تاکید دارد) توجه مخاطبان را جلب کرده است. نمونه های از این عبارات گویای عمق تنفر عَلَم از دربار است:
شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۴۷:
وای که طبقه حاکمه چقدر فاسد و پلید است و چگونه انسان را تحمیق میکند و وقت انسان بی نتیجه به این شیطنت ها و پدرسوختگی ها صرف می شود.
پنج شنبه ۸ اسفند ۱۳۵۳:
صبح ملاقات های منزل، جانکاه بود. چون همه از طبقه لاشخور حاکمه بودند و هرکس به منظور جلب منفعتی آمده بود. واقعا کسل شدم.
پنج شنبه ۱۹ آذر ۱۳۵۳:
مقداری درباره روحیه مردم و به اصطلاح! رجال صحبت شد. عرض کردم خیلی کوتاه فکر و بدبخت و بیچاره هستند. تمام مسائل مملکتی را از نقطه نظر شخصی قضاوت می کنند. اگر کارشان روبه راه باشد همه چیز خوب است و اگر نباشد همه چیز بد است. فرمودند متاسفانه همین طور است. ولی چه کنیم؟ آدم نداریم! عرض کردم راست است از پدرتان شاهنشاه فقید، خواستید خاطره بنویسند، فرمودند، چه بنویسم؟ من یک سرپوش طلا روی یک ظرف گه بودم، می خواهید این سرپوش برداشته شود؟البته این عقیده درباره هیئت حاکمه بود نه مردم ایران. هیئت حاکمه که خودم هم باشم، واقعا گه است، خندیدند، فرمودند: این طورها نبود ولی در همین حدود بود!
📚کتاب جعبه سیاه، صفحه ۲۱ تا ۲۴
#پهلوی
#شاه
#پهلوی_دیکتاتور_بدون_روتوش
#کتاب_جعبه_سیاه
- ۳.۹k
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط