تن می‌کنم "آغوشت را" آخ اگر بدانی که:

تن می‌کنم "آغوشت را" آخ اگر بدانی که:
چقدر در آن راحتم! انگار حجمی
از تو را برای تنم دوخته باشند تا "سفت"
خودش‌را به‌ من بچسباند تا نشکنم یا که
تنها نمانم، عجیب به من می‌آید...
دیدگاه ها (۱)

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

از من چه خبر؟آن من که مدتهاست درتوگم استآن من که نفس می‌کشی ...

چشمانت را که دیدم،فهمیدم بعضی نگاه‌هابرای دیده‌شدن نیستند؛بر...

عاشقانه های شبنم

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدمدو چشمان قشنگت را شرا...

مادر که می‌میرد..........، فقط مادر نمی‌میرد… یک تکه از خودت...

کپشننننننن گلایی نازمم🎀😫عروسک من😈🔞پارت شصت و هشت -برگرد عروس...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط