{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدون اینکه بخواهم شبیه او هستم

بدون اینکه بخواهم شبیه او هستم
شبیه مرد پر از درد روبرو هستم ...

شبیه مرد پر از درد های پنهانی
که رفته باز در افکار خود فرو هستم

تو کیستی؟ تو همان حس ناب مشترکی
که با تو یک سره در حال گفتگو هستم

تو کیستی؟ تو همان واژه صریح ولی
من آستانه یک بغض در گلو هستم

هم از عشیره ی اشکم هم از قبیله ی غم
شبیه ابر بهاری بهانه جو هستم

چه ماجرای عجیبی است می گریزم و باز
به هرطرف بروم با تو روبرو هستم

در آستانه ی یک راه پر فراز و نشیب
بگیر دست مرا و فقط بگو : هستم
دیدگاه ها (۳)

«« هفت پیک عشق »»پیک اول را ؛!» که در پیمانه ریخت...آبروما...

تا کبوتر میشوم تیر و کمان رو میکنی...بال و پر تا میزنم، صیدم...

زن ها دنیایشان ارغوانی ستگاهی تمام یک عصر پاییز را در تنهایی...

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگرتا بسوی عالم مستی زنم گام...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

part29

when silence became a scream p14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط