به وقت عاشقی ♡... P=55
(خوب اولش این نکته رو بهتون بگم چون تو داستان بهش اشاره نکردم... ببینین کیم ناپدری ا. ت بود و لی همکار کیم بود... حالا هم جیهوپ پسر لی هست متوجه شدین؟البته یادتونه که یه جا اشاره کردم که ا. ت دختر حقیقی لی هست اما خب پس اونی که مرد و ا.ت فکر میکرد پدر واقعیشه چی؟ منتظر باشید.... )
لی=کیم بیا اینجا...
کیم=چیشده؟
لی=ببین حقیقت داشته.. فکر کنم کوک واقعا کاری نکرده...
کوک=منظورت چیه؟
لی=ببین کیم....جئون اعتراف کرد! طبق گفته هاش کوک جانشین اجباریشه...درواقع جون ا.ت رو برای مجبور کردن کوک به جانشین مافیا شدن، تحدید کرده.... بعدم شرکت و فروخت و پول اون و برای قاچاق به کوک داد و مجبورش کرده قاچاق اصلحه و مواد انجام بده اما کوک برگه های جعلی از قاچاق به جئون میداده.... من حساباش و چک کردم... اولش چون مقدار داراییاش زیاد بود فکر کردم پولهایی که جئون برای قاچاق داده بوده رو برای خودش نگه داشته اما متوجه شدم که با اون پول آدمای جئون و مرخص کرده و بقیش و به یه پرورشگاه بخشیده...
کیم=يعنی....میدونه!؟
لی=اره میدونه.... از بچگی میدونست...
کیم=وای خدای من... من چیکار کردم...
لی=کیم تو اشتباه نکردی جئون آدم خطرناکی... اون هممون و گول زد... طبیعی بود که تو هم کوک و گناهکار اصلی ببینی...من میرم دنبالشون...
کیم=نه! صبر کن لی! یه مشکلی هست...
لی=چی؟!
کیم=جئون.... به دو نفر زده و یکیشون و کشته...
لی=چی!؟ وای دیگه دارم عقلم و از دست میدم... مرتیکه عوضی...کی و کشته!
کیم=... خب... چطور بگم....لی...جئون به هانا و جیهوپ زده... جیهوپ زندس و پیش کوک تو آمریکاست امت.... اون..... هانا رو.... هانا رو کشته...
لی=چی!(نفهمیدم چی گفت! فقط چشمام سیاهی رفت و افتادم)
[از اونجایی که جیهوپ پسر لى هست پس هانا هم دخترشه برای همین غش کرد]
..............................
ا. ت=کوک...
کوک=هوم...
ا. ت=چندوقته باهم وقت نگذروندیم....
کوک=(لبخند) دوست داری چیکار کنیم؟
ا. ت=بیا بریم یه جا دوتایی تنها باشیم...
کوک=بریم...
لی=کیم بیا اینجا...
کیم=چیشده؟
لی=ببین حقیقت داشته.. فکر کنم کوک واقعا کاری نکرده...
کوک=منظورت چیه؟
لی=ببین کیم....جئون اعتراف کرد! طبق گفته هاش کوک جانشین اجباریشه...درواقع جون ا.ت رو برای مجبور کردن کوک به جانشین مافیا شدن، تحدید کرده.... بعدم شرکت و فروخت و پول اون و برای قاچاق به کوک داد و مجبورش کرده قاچاق اصلحه و مواد انجام بده اما کوک برگه های جعلی از قاچاق به جئون میداده.... من حساباش و چک کردم... اولش چون مقدار داراییاش زیاد بود فکر کردم پولهایی که جئون برای قاچاق داده بوده رو برای خودش نگه داشته اما متوجه شدم که با اون پول آدمای جئون و مرخص کرده و بقیش و به یه پرورشگاه بخشیده...
کیم=يعنی....میدونه!؟
لی=اره میدونه.... از بچگی میدونست...
کیم=وای خدای من... من چیکار کردم...
لی=کیم تو اشتباه نکردی جئون آدم خطرناکی... اون هممون و گول زد... طبیعی بود که تو هم کوک و گناهکار اصلی ببینی...من میرم دنبالشون...
کیم=نه! صبر کن لی! یه مشکلی هست...
لی=چی؟!
کیم=جئون.... به دو نفر زده و یکیشون و کشته...
لی=چی!؟ وای دیگه دارم عقلم و از دست میدم... مرتیکه عوضی...کی و کشته!
کیم=... خب... چطور بگم....لی...جئون به هانا و جیهوپ زده... جیهوپ زندس و پیش کوک تو آمریکاست امت.... اون..... هانا رو.... هانا رو کشته...
لی=چی!(نفهمیدم چی گفت! فقط چشمام سیاهی رفت و افتادم)
[از اونجایی که جیهوپ پسر لى هست پس هانا هم دخترشه برای همین غش کرد]
..............................
ا. ت=کوک...
کوک=هوم...
ا. ت=چندوقته باهم وقت نگذروندیم....
کوک=(لبخند) دوست داری چیکار کنیم؟
ا. ت=بیا بریم یه جا دوتایی تنها باشیم...
کوک=بریم...
۸.۷k
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.