{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:1

part:1

یه چندروزیه تهیونگ بام خیلی سرد رفتار میکنه احساس میکنم داره بهم خیانت میکنه اخه روزا زود میره و سبا دیر میاد و لباس شلخته ان امروز تصمیم گرفتم دنبالش کنم ببینم کجا میره اول صبح خودمو زدم به خواب وقتی رف اماده شدم برم دنبالش به کتش جی پی اس وصل کردم

ات:تاکسی تاکسی
...:جایی میخواید برید؟
ات: بله اگه میشه برید من بهتون میگم
...: باشه لطفا سوار شید

رفتم دنبال جی پی اس و رسیدم حساب کردمو یجا قایم شدم دیدم تهیونگ داره میره سمت یه خونه اروم اروم رفتم دنبالش
که زنگ درو زد که یه دختره درو وا کرد تهیونگم سریع بوسیدش
همون موقعه بغضی گلومو چنگ زد دستمو گزاشتم رو دهنم که نفهمه اینجام و سریع از اونجا رفتم بیرون

۱ ساعت بعد

تصمیم گرفتم یه نامه بنویسم و ورقه طلاقو بزارم اینجا و برم
رفتم وسایلامو جمع کردمو رفتم چون مکانی رو نداشتم رفتم هتل خداروشکر اونقدر پول داشتم که خودمو سیر نگه دارم

ویو ته ته

چن روزیه از یه دختری خوشم اومده و ات هم خیلی سوال جوابم میکنه خودمم نمیخواستم ولی .... نمیدونم احساس میکنم برام تکراری شدع ات
بهتره بهش چیزی نگم ولی یجورایی دوسش دارم نمیدونم
رفتم خونه درو باز کردم دیدم خونه تاریکه و پر سکوت ات و چندبار صدا زدم
جوابی دریافت نکردم که دیدم رو میز یه نامس :
سلام تهیونگ میدونم از یه دختر دیگه ای خوشت اومده ولی چرا از اول منو عاشقت کردی ؟که بعد اینجوری اسیب بزنی... ترجیح میدم دیگه پیشت نباشم اینم ورقه طلاق رو میز هروقت امضاش کردی بگو بیام بریم دادگاه
از طرف معشوقت ات.
همون موقعه.....

چطور شد پارت بعد بزارم؟؟
دیدگاه ها (۱)

part:2که یهو یونا زنگ زد از سر عصبانیت جواب دادم یونا:سلام د...

part:3دک:خانم ات خوبن ولی بچه از دست رفتهته:ممنون چی..چی بچه...

میخوام فیکو ننویسم دیگه چن تا ایده بدید از کدوم اعضا فیک بنو...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

آقای هوسوک پارت ۴

نام فیک:عشق مخفیPart: 9ویو ات*ی. واقعا؟ ات. ارهی. ولی خیلی ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط