{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر : میتونی فراموشم کنی ؟

پسر : میتونی فراموشم کنی ؟
دختر با گریه : چه جوری فراموشت کنم در حالیکه اسمـت پسوورد ایمیل َمـه ؟
چشمـان پسر پُر از اشک شد و ...
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
سریع به خانه برگشت و ایمیل دختر را باز کرد و با دوست های او دوست شد....:))
اینجا ایرانـه ، ما با کسی شوخی نداریم ، والاااا:)) (^^)
دیدگاه ها (۳)

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...حتما شما هم این مصرع زیبا را زی...

پنج چیز است که نمی توان آنها را باز گرداند:۱. سنگ .............

"بابال اول لولو بده بَل" چیست…؟......تلاش ناموفق یه دختر تاز...

بخونش قشنگهدوتا رفیق بودن دوران سربازی باهم بودناسم یکیشون ع...

رمان دخت من

پارت:۱ویو ات:صبح با جیغای‌ِ مامانم بلند شدم چی شده؟سریع  رفت...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

رمان✨رقیب عشقی✨💖پارت ۱همه ی بچه های ۱۱ ساله داشتن از والدینش...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط